صافکاری سیار در منطقه مسکونی!

 

صافکاری سیار در منطقه مسکونی! تصویر پیش رو صافکاری سیار در بزرگراه شهید محلاتی، مابین ابتدای خیابان تکیه اکبر آبادی شمالی و بزرگراه امام علی، با آلودگی صوتی موجب گلایه ساکنان محل شده است. آنها از شهرداری منطقه ۱۴ تقاضای رسیدگی دارند.

 

 

واکنش به گزارش درد دل های سفیران الوپیک

احتراما پیرو مطلبی که در تاریخ 20 خرداد در صفحه جامعه این روزنامه با تیتر «درد دل‌های سفیران الوپیک» منتشر شده، شرکت الوپیک لازم می‌داند برای روشن شدن بیشتر موضوع نکاتی را یادآوری کند:
1. در بخشی از این گزارش، از اجحاف شرکت الوپیک به سفیران و مشتریانش سخن گفته‌اید. از جمله در میان تیتر «مشتریان هم ناراضی‌اند» نوشته‌اید: کمبود موتورسوار و تایید درخواست موتور کمی سخت به نظر می‌رسد. چاره‌ای نیست، باید تحمل کنم بلکه پیکی در هوای گرم دلش برای مشتریان بسوزد و پاسخ دهد!»
آمارهای شرکت الوپیک که به صورت لحظه‌ای و با هر سفارش ثبت می‌شود، حاکی از افزایش قابل توجه درخواست‌ها و رضایت مشتریان و خانواده الوپیک از این شرکت است. جای سوال است که چطور نویسنده گزارش، بدون تماس با مسئولان شرکت الوپیک و بررسی آمار ویژه ماه مبارک رمضان، صرفا بر اساس فرضیات شخصی گزارشی را تهیه و منتشر کرده است. نگارش گزارش بدون داده‌های موثق، یا نشنیدن صحبت‌های طرف دوم که از او نام برده شده، قطعا نمی‌تواند مورد استناد باشد.
2. در بخش دیگری از گزارش، نقطه قوت شرکت الوپیک را با چرخش قلم، به نکته‌ای منفی بدل ساخته‌اید. سفیر الوپیک می‌گوید: «ما اگر در بازار تهران دقایقی دور بزنیم، پول بیشتری گیرمان می‌آید، اما مشتریان به شرکت اعتماد دارند و بسته‌های گران‌قیمت را به ما می‌سپارند»
اگر صرفا یک جست‌وجوی کوتاه در فضای مجازی انجام دهید و کسب و کار سنتی و مدرن را مقایسه کنید، هرگز بخش ابتدایی این عبارت را نمی‌نوشتید که دور زدن در بازار سود بیشتری برای سفیر به همراه دارد.
اگر فعالیت در الوپیک برای سفیر سودمند نبود قطعا فعالیت خود را به شکل سنتی ادامه می‌داد. ضمن اینکه الوپیک با ایجاد استاندارد در وزن و ابعاد بار، باعث کاهش حوادث از یکسو شده و از سوی دیگر سرگردانی موتورسوارها و ایجاد آلودگی را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.
اما نکته مهم دیگر در این متن، اعتماد مشتریان به شرکت الوپیک است؛ با ساماندهی موتورسوارها و اخذ ضمانت، اعتماد در میان سفارش‌دهندگان به میزان صد در صد افزایش یافته و همین اعتماد در کنار سهولت یافتن سفیر باعث شده الوپیک جای خود را در میان مردم باز کند و به بزرگ‌ترین سامانه آنلاین در حوزه حمل و نقل بار و کالای درون شهری تبدیل شود.
3. ماه مبارک رمضان تنها یک ماه عبادی نیست، یک فرهنگ است. ماه رمضان، ماه تعاون، همیاری، صله رحم و ماه عمل به صفات حسنه و بریدن از ناپسندهاست.
این ویژگی‌ها که ماه رمضان در خود جای داده، سبب شده است که این ماه مبارک در فرهنگ دینی و ادب رسمی و فرهنگ شفاهی مسلمانان به ویژه ایرانیان جایگاه ممتازی داشته باشد.
از سنت‌های حسنه در ماه مبارک رمضان، می‌توان به تاکید بر صله رحم و تخفیف در ارائه خدمات با هدف همیاری و مسئولیت اجتماعی اشاره کرد.
فقط کافی است مروری بر اخبار رسانه‌ها در ماه مبارک رمضان داشته باشیم یا به سایت فروشگاه‌های بزرگ یا مجموعه‌های خدماتی مراجعه کنیم؛ در همه این موارد یکی از پربسامدترین موضوعاتی که به چشم می‌خورد، تخفیفات ویژه ماه مبارک است.
شرکت الوپیک به عنوان مجموعه ای خدماتی، در ماه مبارک رمضان با ارائه خدمات با 30درصدتخفیف تلاش کرده است در راستای مسئولیت اجتماعی خود، خدماتی متناسب به مشتریان ارائه دهد. البته کمیسیون شرکت نیز هم‌سو با این تخفیفات با کاهش 50درصدی همراه بود، به بیان دیگر به این شکل نبود که تمام بار تخفیفات بر دوش سفیر باشد.
افزایش قابل توجه درخواست‌ها در ماه مبارک رمضان حاکی از آن بود که خانواده‌ها ترجیح دادند از فضای ایجاد شده نهایت بهره را ببرند و ارسال مرسوله‌ها و به ویژه نذری‌ها را به الوپیک بسپارند و به جای آن زمان بیشتری را در کنار خانواده سپری کنند.
همچنین قابل ذکر است که این تخفیف‌ها پس از پایان ماه مبارک رمضان با کاهش 15درصدی به نفع سفیران همراه بود.

آفتاب یزد 31 خرداد 97 ص 6

هزینه‌های کمرشکن و اتلاف وقت!

  • هزینه‌های کمرشکن و اتلاف وقت! هزینه‌های بالای دندان‌پزشکی، درمان بیماری و به‌خصوص آزمایش‌هایی که از سوی پزشکان برای بیماران تجویز می‌شود، کمرشکن است. مردم قدرت پرداخت هزینه‌های بالای پزشکی را ندارند. بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی هر ماه مبالغ زیادی به سازمان تأمین اجتماعی می‌پردازند اما خدمات‌رسانی به بیماران نامطلوب و اغلب بیمه‌شدگان ناراضی‌اند. به‌طوری‌که بیماران هم پول می‌دهند و هم وقتشان در صف‌های طولانی درمانگاه‌های وابسته به سازمان تأمین اجتماعی هدر می‌رود. آیا تا‌به‌حال مسئولان سازمان تأمین اجتماعی یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به مراکز درمانی از جمله بیمارستان میلاد، دکترمعیری و... مراجعه و با مراجعان درباره مشکلات و بیماری‌شان و اینکه ساعت‌ها پشت اتاق پزشکان منتظر می‌مانند، گفت‌وگو کرده‌اند؟! 

علی‌اکبر فرقانی 

شرق 30 خرداد 97 ص 3

حقوق‌بگیران زیر خط فقر

حقوق‌بگیران زیر خط فقر: لطفا مسئولان مردم را توجیه کنند زیر خط فقر یعنی چه؟ آیا جز این است که حقوق‌بگیران به محض اینکه حقوقشان را دریافت می‌کنند، در کمتر از دو هفته به علت گرانی سرسام‌آور و لجام‌گسیخته، حقوقشان تمام می‌شود و کفگیر به ته دیگ می‌خورد! حقوق‌بگیران برای دریافت حقوق و پرداخت اجاره خانه، اقساط بدهی‌ به بانک‌ها و خرید مایحتاج ضروری، روزشماری می‌کنند، اما به محض اینکه حقوق می‌گیرند، از خرید پوشاک و لوازم خانه و... چشم‌پوشی می‌کنند.


علی از تهران

شرق 29 خرداد 97 ص3

جوکستان!

گلايه از گراني و بي‌کاري: مي‌خواهم با رئيس‌جمهوري درددل کنم و بگويم: بسياري از جوانان از نبود شغل مناسب، درآمد مکفي و از همه مهم‌تر نداشتن امکان ازدواج از جناب‌عالي و ديگر مسئولان، گلايه دارند؛ زيرا جوانان پس از سال‌ها تحصيل و هزينه‌هاي فراواني که براي کسب آن صرف کرده‌اند، پس از فارغ‌التحصيل‌شدن، کاري که در شأنشان باشد، ندارند و اين موضوع موجب شده است برخي از جوانان خود را سربار خانواده و جامعه بدانند.‌ متأسفانه برخي از جوانان به دليل بي‌کاري به اعتياد روي آورده‌اند. جوانان و سرمايه‌هاي عظيم کشور که به‌راحتي مي‌توانند در به‌حرکت‌درآوردن چرخ‌هاي کارخانه‌ها و کارگاه‌ها مؤثر واقع شوند، عاطل و باطل مي‌مانند و بي‌هدف صبح را به شب مي‌رسانند و عمر، وقت و جواني‌شان را هدر مي‌دهند.


علي‌اکبر فرقاني


كاش همه مسئوليت‌پذير بودند: اي كاش همه كاركنان ادارات دولتي و به‌ويژه روابط عمومي‌ها مانند خانم حاتمي، روابط عمومي شهرداري منطقه 13 و بخش فني و عمراني كه در اسرع وقت به كار مردم رسيدگي مي‌كند، ياد بگیرند و به كار مردم رسيدگي كنند. مسئولان شهرداري منطقه 13 مسئوليت‌پذيرند اما در شهرداري منطقه 14 در‌باره مطالبي كه در مطبوعات چاپ مي‌شود، ضعيف عمل مي‌كنند. از شهردار منطقه 13 تقاضا دارم با تشويق خانم حاتمي و بخش فني و عمراني، آنان را به كار بيشتر و بهتر دلگرم كنند. 


علي از تهران

 

شرق 28 خرداد97 ص 3

 

جوکستان!

علی اکبر فرقانی

علی اکبر فرقانی

جوکستان!

خلاقیت برخی ایرانی‌ها در راه ساخت جوک دود می‌شود و به هوا می‎رود. کاش خلاقیت خود را در راهی به کار می‎گرفتند که به آنان به جای هنرمند نگویند هکرهای شرف و هویت و فرهنگ.
کاش آنان از دیگر هم‎میهنان خلاق خود می‌آموختند که در انیمیشن توانسته‏اند هنر خود را به نمایش بگذارند یا در رسانه‌هایی چون گل آقا هنرنمایی کنند.
امروز نشریه طنز و فکاهی کم است. کسانی چون زنده‌یاد کیومرث صابری کم‌اند که گاهی در روزنامه اطلاعات نیز «دو کلمه حرف حساب» چاپ می‌کرد و با استقبال بسیاری از علاقه‌مندان و طرفداران مواجه می‌شد.


رضا رفیع، نویسنده، طنزپرداز و مجری تلویزیونی قندپهلو هم در آن زمان با آن هفته‌نامه همکاری تنگاتنگ داشت تا این که هفته‌نامه گل‌آقا تعطیل شد و پس از آن انگشت‌شمار روزنامه‌ یا مجله‌‌ای را می‌بینیم که به فکر خنداندن و شادی مردم غمزده ما باشد. طنز، فکاهی به نظر می‌رسد باید جزئی از مطالب و چاشنی مطبوعات جدی هم باشد تا خوانندگان در کنار مطالعه مطالب خبری، کمی هم لبخند بر لبانشان نقش بندد. قطعاً‌ در هر مطبوعاتی یکی، دو نفر در نوشتن طنز مهارت دارند و می‌توانند مثمرثمر واقع شوند و از وجود آنان برای این کار استفاده شود. روزنامه آفتاب یزد هم تا حدودی توانسته این کمبود را پر کند. صفحه آب و تاب (طنز) هم می‌‌تواند به جای این همه عکس، متن‌های کوتاه‌تر، اما بیشتری چاپ کند. افرادی مانند امیرحسین ذاکری و یوسف خاکیان نویسندگان توانمندی هستند که از مطالبشان حظ وافر می‌برم. برخی‌ها هم در نوشتن داستانک مهارت دارند،‌ بعضی‌ها هم دلشان می‌خواهد به گونه‌ای لبخند بر روی لبان مردم بنشانند، اما مهارت لازم برای این کار را به خوبی نیاموخته‌اند و بهتر است بیشتر تمرین کنند و خود را دستاویز دیگران قرار ندهند. بازیگران نیز قدرت و تواناییشان در انجام نقش‌های کمدی و خنده‌دار محدود است. برخی‌ها واقعاً‌ استعداد لازم در نقش‌آفرینی را دارند، اما بعضی‌ها ادا در می‌آورند تا مردم را بخندانند. به‌عنوان مثال زنده‌یاد سعدی افشار یا عطا صفرپور یکی از کمدین‌های معروف در استان گلستان شهرستان گرگان ذاتاً این کاره بوده‌اند و هستند.
به راستی سیاه‌باز خوش ذوق و جوکستان‌های معروف و متبحر چه کسانی هستند؟

 

آفتاب یزد 28 خرداد 97 ص 12

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1397&month=03&day=28&category=12&#

 

عاطفه خانم

پیوستن دو باره به وبلاگ مبارک!

 

 

 

عاطفه خانم لطفاً کلیک کنید

تبریک به ملت ایران

 

تبریک به ملت ایران

 

به مناسبت پیروزی یک بر صفر

 

 

و تشکر از قهرمانان تیم ملی ایران

عید سعید فطر مبارک

طبیعت

 

نارضایتی از افزایش قیمت گوشت قرمز؛ متأسفانه با شروع ماه مبارک رمضان قیمت بیشتر اجناس از جمله گوشت قرمز گران شد و این مسئله نارضایتی مردم را به همراه داشت و اعتراض آنان در ستون پیام های تلفنی روزنامه ها هم چاپ شد. به طوری که پس از اعتراض هموطنان، قصابی ها وقتی متوجه شدند مسئولان فرصت یا حوصله رسیدگی به این گونه مسائل را ندارند، علناً قیمت ها را در معرض دید مشتریان گذاشتند. به عنوان نمونه لیست قیمت انواع گوشت قرمز که از خیابان شکوفه و از یکی از قصابی ها گرفته ام توجه کنید:

گوشت راسته گوسفند بی استخوان کیلویی 75000

ماهیچه گوسفند کیلویی 69000 تومان

ران گوسفند کیلویی 63500 تومان

گوشت مخلوط کیولی 46000 تومان

 مسئولان چه پاسخی برای قیمت های تعیین شده دارند؟

 

 

 

 

تصاویری که مشاهده می کنید 14 خرداد ساعت 18:40 از پارک ملت، ورودی بزرگراه آیت الله رفسنجانی(نیایش) گرفته شده است. علی رغم اینکه نگهبان و یکی از کارکنان فضای سبز در محل حضور دارند و از ورود موتورسیکلت سواران به داخل پارک جلوگیری می کنند، اما خودرو پراید به راحتی در پارک تردد می کند. شاید مسئولان شهرداری یا پارک ملت پس از چاپ پیام بگویند طرف از عوامل پارک است، مقررات برای همه یکسان است و ورود خودرو به پارک یعنی نادیده گرفتن قوانین!

 

 

پل طبیعت و خواب خوش! هرگاه از بزرگراه مدرس عبور می کنیم پل طبیعت را مشاهده می کنیم که از پارک آب و آتش به پارک طالقانی متصل اند. از پارک آب و آتش خودمان را بر روی پل طبیعت می رسانیم. عده ای بر روی نیمکت ها نشسته و برخی ها به خواب خوش فرو رفته اند و بعضی ها هم در حال استراحت و طیفی هم عکس های سلفی یا گروهی یا از طبیعت می گیرند. زیر پل طبیعت فضای مفرح سرسبز با درختان زیبا جلوه خاص به این مجموعه داده است. تصاویری که مشاهده می کنید، از روی پل و زیرپل طبیعت گرفته شده است.

 

آفتاب یزد 97/3/24 ص 10

صفحه اول روزنامه ها تهی از مردم

صفحه اول روزنامه ها
 
تهی از مردم
 
 
 
علی اکبر فرقانی
 
 در دانش روزنامه‎نگاری و ارتباطات، صفحه نخست روزنامه‌ها، ویترین روزنامه خوانده شده است؛ در این ویترین می‌تواند هم مردم حضور داشته باشند و هم مقامات.
روزنامه‌های رنگی، سیاه‌ و سفید، در قطع‌های کوچک و بزرگ، هریک چندین صفحه دارند اما برخی از مسئولان تنها نیم نگاهی به صفحه نخست می‌اندازند و وقت تورق ندارند؛ شاید برای همین، صفحه نخست همه روزنامه‌ها فقط ویترین تمام‎نمای مسئولان و مقامات است و مردم بیرون افتاده‌اند.
حال جای پرسش اینجاست که چگونه باید مسئولان را به درد مردم آشنا ساخت، هنگامی که همه دردهای مردم در داخل مطرح است و کسی نمی‌بیند.
بسیاری از مشکلات، گرفتاری‌ها و درخواست‌ها و گلایه‌ها در صفحه‌های داخلی و به‌ویژه ستون پیام‌های مردمی روزنامه‌ها است.
روزنامه‌ها برای این که مسئولان را بیشتر در جریان مشکلات قرار دهند،‌ ستون‌های تلفنی راه‌اندازی کرده‌اند تا مردم بتوانند با روزنامه خود تماس بگیرند و درددل کنند و پس از چاپ به انتظار رسیدگی و پاسخ مسئولان بمانند، حال در این وضعیت، تکلیف مردم چه می‌شود؟
در سال‌های نه چندان دور در شهرداری‌‌ها، وزارت دارایی، شرکت‌های آب، برق، گاز، تلفن، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه‌های علوم پزشکی و شهید بهشتی و شرکت واحد اتوبوسرانی، مترو و وزارت آموزش و پرورش تیم‌های روزنامه‌خوان وجود داشت و پس از مطالعه، موارد را به گوش مسئولان می رساندند و پاسخ می گرفتند؛ ولی اینک آن‌ها نیز خاموشی گزیده‌اند.
در حال حاضر به غیر از معدود روابط عمومی‌ها، بقیه غیرفعالند. متاسفانه برخی از مدیران روابط‌ عمومی‌ها از خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات توقع نابه‌جا دارند، وقتی یادداشت انتقادی از آنان چاپ می‌شود، به جای پاسخگویی، می‌گویند چرا قبل از چاپ با ما هماهنگ نکردید تا مشکلات ما را هم بنگارید؟
به عنوان نمونه 8 خرداد گزارشی با عنوان «بوی تعفن‌‌ـ جولان موش‌ها»؛ مشکلات ساکنان خیابان خسروی منطقه 14 تهران در صفحه 6 روزنامه آفتاب یزد چاپ شد و با گذشت زمان، ساکنان همچنان بوی مشمئزکننده پسماند زباله‌ها را تحمل می‌کنند!
چرا مسئولان به خودشان زحمت رسیدگی به مشکلات مردم را نمی‌دهند و چرا وقتی مسئله‌ای مورد کم‌توجهی پایین‌دستی‌ها قرار می‌گیرد، بالادستی‌ها سکوت می‌کنند؟!
از رئیس‌جمهوری کشور انتظار می‌رود برای بالا بردن سطح دانش و آگاهی مدیران و روسای ادارات دولتی و شهرداران آنان را ملزم به مطالعه روزنامه‌ها و روابط عمومی‌ها را پایبند به پاسخگویی کنند چرا که دریافت پاسخ خشک وخالی حق مردم است.
 
آفتاب یزد 97/3/23 ص 12
 
 

 

کارگران بیکار را دریابید!

هر روز عده ای از کارگران در برخی میدان ها یا مراکزی که محل استقرار آنان است، ساعت ها معطل می شوند بلکه برای کارهای ساختمان سازی یا جابه جایی وسایل خانه به آنها مراجعه کنند. در حالی که بسیاری از موسسه های باربری کارگران قدیمی و متبحر دارند و این روزها هم به علت گرانی مصالح ساختمانی و رکود مسکن، کارگران بیکارند.از این رو برای امرار معاش با مشکلات فراوانی مواجه اند. نبود کار و حمایت های لازم از سوی سازمان تأمین اجتماعی یا وزارت کار باعث شده در پرداخت اجاره خانه و خرید وسایل ضروری مشکلات فراوانی را تحمل کنند. امیدوارم مسئولان راهی برای درمان این معضل به دست آورند.

علی اکبر فرقانی

آفتاب یزد بیستم خرداد 97 ص 11

دردل های  سفیران الوپیک

گزارش

اعتراض به تخفیف 50درصدی

دردل های

سفیران الوپیک

 

آفتاب یزد - علی اکبر فرقانی: هوای گرم و طاقت‌فرسا، روزه‌داری و ترافیک سنگین خیابان‌ها باعث شد برای انجام کاری ضروری به الوپیک متوسل شوم. علی‌رغم روزهای گذشته ـ قبل از ماه مبارک رمضان‌ـ‌ به محض این که با تلفن همراه درخواست الوپیک می‌‌کردیم، 10 یا 15 پیک در صف انتظار و سرویس‌دهی بودند، اما این بار فقط یکی، دو پیک در دسترس بودند،‌ البته آن‌ها هم تماس می‌گرفتند و می‌گفتند مسیر ما طولانی است. اگر فرصت و حوصله دارید صبر کنید خدمت برسیم. چاره‌ای نبود. پس از این که یک پیک به محل آمد، همین مسئله باعث گفت و شنید و درددل ایشان و سپس همکارانش شد.
از او می‌پرسم چرا قبل از ماه مبارک رمضان تعداد همکارانتان بیشتر بود، اما حالا کمتر در دسترس هستند؟

تخفیف و محدودیت
خود را امید معرفی می‌کند و می‌گوید: مسئولان الوپیک در ماه مبارک رمضان طرح جدید گذاشته‌اند که 50درصد تخفیف به مشتریان می‌دهند و این مسئله باعث شده همکارانم به این موضوع اعتراض و خدمات‌رسانی به مشتریان را محدود کنند.

طرح ویژه بر ضرر الوپیکی‌ها!
ظهر است. هوا هم بسیار گرم، چاره‌ای نیست بهترین کار برای رفتن از جایی به جای دیگر که مترو هم وجود ندارد، از پیک‌ موتوری استفاده کنم. با جستجوی فراوان و دقایقی طولانی موفق می‌شوم موتورسواری را بیابم. مسیر طولانی، گفت‌و‌گو را از باب این که چندتا مشتری دارید و روزگار چگونه می‌گذرد، شروع می‌کنم. می‌گوید آقا اگر خبرنگارید؛ مشکلات ما را بنویسید اما فامیلی‌ام را ننویسید که دردسر درست نشود. خودش را [...] معرفی می‌کند و می‌گوید 25ساله و مجردم. قبل از ماه رمضان مشتریان کمتری داشتیم،‌ اما درآمد ما نسبتاً بهتر بود،‌ اما در ماه رمضان شرکت طرح ویژه گذاشت و ما را بیچاره کرد. 50درصد تخفیف برای مشتریان و 20درصد شرکت از ما کمیسیون دریافت می‌کند و این مسئله موجب اعتراض جمعی از سفیران الوپیک شده است. به نظر شما در این هوای گرم و زبان روزه کار مسئولان شرکت درست بود که با ما این کار را انجام داده است؟ می‌گویم شاید شرکت در آینده طرح‌هایی به اجرا بگذارند که به نفع سفیران الوپیک باشد. او می‌گوید: بعید می‌دانم چنین کاری انجام دهند! به مقصد می‌رسم و برایش آرزوی بهروزی می‌کنم و می‌گویم امیدوارم چرخ موتورسیکلتش همیشه بچرخد و محتاج کسی نباشد. تشکر می‌کند و از یکدیگر خداحافظی می‌کنیم و او به دنبال مسافر دیگر و من هم به دنبال سفیر دیگر برای ادامه این گفت‌و‌گو.

مشتریان هم ناراضی‌اند!
طرح تخفیف 50درصدی برای من که دنبال سوژه‌ام خوب است. اما کمبود موتورسوار و تایید درخواست موتور کمی سخت به نظر می‌رسد. چاره‌ای نیست. باید تحمل کنم بلکه پیکی در هوای گرم دلش برای مشتریان بسوزد و پاسخ دهد!
موتورسواری با کلاه‌کاسکت(کلاه ایمنی) و لباس مخصوص الوپیک جلو پایم ترمز می‌زند. پس از چاق‌سلامتی، بر تَرک موتورسیکلت می‌نشینم و از او درخواست می‌کنم کمی آرام‌تر حرکت کند تا بتوانم دقایق بیشتری گپ بزنیم. خودم را معرفی و سپس گفت‌و‌گو می‌کنم. ابتدا از این که با تاخیر آمد عذرخواهی کرد و گفت قبلاً تعداد موتورسواران آنلاین بیشتر بودند اما حالا به علت تخفیف 50درصدی که به نفع مشتریان است، موتورسواران انگیزه‌شان را از دست داده‌اند و بیشتر همکاران ما و حتی مشتریان به این طرح اعتراض دارند. محسن در ادامه سخنانش می‌گوید: یکی از مشتریان بسته‌ای داشت به دلیل این‌ که معطل شد، اعتراض کرد و گفت ما زیر کولر (اسپیلت) در جای خنک نشسته‌ایم و مسئولان شرکت هم زیر کولر و در جای سرد پشت میز نشسته‌اند، برای خودشان قانون‌هایی می‌گذارنند عجیب. به جای این که به نفع موتورسواران که در هوای گرم مجبورند کار و تلاش کنند،‌ باشند، به فکر مشتریان هستند. مشتریان عادت کرده‌اند به مبالغی که از قبل می‌پرداختند و حالا 50درصد تخفیفی که برای مشتریان گذاشته‌اند، بدعادت می‌شوند. به نظر من این کار مسئولان شرکت کارشناسانه نبوده است.
وی می‌گوید: ما اگر در بازار تهران دقایقی دور بزنیم پول بیشتری گیرمان می‌آید. اما وقتی در استخدام الوپیک هستیم، مشتریان بیشتر به ما و شرکت اعتماد دارند و بسته‌های گران‌قیمت یا وسایل سنگین که جابه‌جایی آن‌ها برایشان راحت‌ نیست، به ما می‌سپارند. مدیرعامل الوپیک اگر قصد خوش‌خدمتی به مردم دارد، به جای 50درصد تخفیف 30 درصد تخفیف بدهند و به جای 20درصد کمیسیونی که از سفیران الوپیک می‌گیرند، 10درصد بگیرند تا ما هم بتوانیم با رضایت بیشتری کار و تلاش کنیم. وقتی سفیران الوپیک می‌بینند به‌راحتی به آن‌ها اجحاف می‌شود، از سرویس‌دهی خودداری می‌کنند و این مسئله بیشتر باعث ضرر و زیان ما و شرکت می‌شود.

سخنی با مدیرعامل
درددل‌ها فراوان، هوا گرم، جیب‌ها خالی! امیدواریم مدیرعامل شرکت الوپیک، پیک‌های موتوری را دریابد و جوابیه‌ای برای طرح ویژه‌ای که بیشتر به نفع مشتریان است، ارائه دهند.

 

آفتاب یزد 97/3/20 ص 6

 

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1397&month=03&day=20&category=6&#

 

ورود خانم‌ها به استاديوم حق آنهاست:

ورود خانم‌ها به استاديوم حق آنهاست: ورود خانم‌ها به استاديوم‌ آزادي براي تماشاي مسابقات ورزشي حق آنهاست. چرا عده‌اي مي‌خواهند نظرات و سليقه‌هاي‌ خود را اعمال كنند تا خانم‌ها نتوانند به استاديوم بروند؟ 

افروز‌ـ الناز

(به نام خواهرزاده های عزیزم نوشتم)

شرق 97/3/19 ص 3

کاش

کاش یک نفر بود
که دوستم داشت
که دوستش داشتم
و همین را برای همیشه می گفت
و همین را برای همیشه می گفتم
همین دوستت دارم را
به همین سادگی…

روشن دل یزدی چه می کند

 

لطفاً به کانال زیر مراجعه کنید و ببینید روشن دل یزدی چه می کند

 

 http://s.tamasha.com/statics/videos_file/232311_0_normalized_390x320.mp4

بابک عزیز

 
 
 
 
تو را ثبت می کنم
نگاه می دارم
برای آرامشی همیشگی
برای قرار گرفتنِ «دل»
برای روزهای دلتنگی
جایی ست در عمق روح و فکر و قلبم که کسی از آن خبر ندارد
تو را می گذارم آنجا
درست در تاریکترین و عمیق ترین و خلوت ترین جای فهم ام
می گذارمت آنجا و به هیچ کس هم نخواهم گفت که تو آنجایی
تا هر شب در تنهایی هایم بیرون ات بیاورم
بگذارمت روبروی خودم
در آغوشت بکشم و نگاهت کنم
تو هم برایم حرف بزنی و لبخندهایت را بریزی توی چشمهای من
من هم نوازشت کنم و برایت از محبت بگویم
از محبتی که ریشه می کند و راه را بر هر چه غیر از "تــو" می بندد...
 
 
 
ناخونک از وبلاگ دوست عزیزم
 
 

اسلام عزیزی

گفت و گوی جذاب: پنجشنبه 20 اردیبهشت گفت وگوی آفتاب یزد که توسط آقای محمدمدی گوهری در صفحه های 6 و 7 آن روزنامه با آقای سعید گلکار با عنوان «از سنگ تا شیشه» صورت گرفته بود، مطالعه کردم و لذت بردم. از اینکه با افراد با استعداد و خوش ذوق گفت و گو انجام می دهید، جای قدردانی دارد. گفت وگوی مربوط جذاب و در عین حال کار نو و به اصطلاح تولیدی بود. موفق باشید.

علی اکبر فرقانی

 

پرداخت به موقع هزینه ساختمان؛ برخی ها در پرداخت هزینه های شارژ یا قبوض آب، برق و گاز سهل انگاری می کنند و با این کارشان باعث نارضایتی ساکنان مجتمع های مسکونی می شوند. ای کاش ساکنان واحدهای مسکونی به موقع وجه مربوط را پرداخت کنند تا از بروز هرگونه اختلال پیشگیری شود. به عنوان نمونه آقا شجاع یکی از همسایگان مجتمع مسکونی ما واقع در خیابان پیروزی، همیشه اولین نفر هزینه های مربوط را پرداخت می کند، تشکر می کنم.

 

ماه بندگی خدا؛ ماه مبارک رمضان، ماه بندگی خدا و ماه رسیدگی به ایتام و نیازمندان واقعی است. لطفاً افراد متمکن، متمدن و متعهد در این ماه از رسیدگی به مشکلات محرومان و نیازمندان غافل نباشند.

97/3/13 آفتاب یزد ص 2

 

روزهای گذشته جوابیه مترو درباره اعتراض مسافران به عطرفروشی طبقه زیرزمین ایستگاه مترو شهید حقانی که جلو پله برقی به زور به مسافران تستر عطر می‌دهد، چاپ شد. دو روز متوالی شنبه و یکشنبه ۵ و ۶ خرداد، این بار به جای آقایان، خانمی این مسئولیت را بر عهده داشت و تستر عطر می‌داد. تصاویر ارسالی سند معتبر بر این ادعاست.

 

 

 


هر روز صبح که برای تهیه روزنامه آفتاب یزد به میدان هفتم تیر، ابتدای خیابان کریمخان زند می‌روم، اسلام عزیزی کارگری زحمتکش، سحرخیز و خوش اخلاق را می‌بنیم که با سلام و احوالپرسی همراه با لبخند به مشتریان روزنامه و تنقلات می‌فروشد. تصویری که ملاحظه می‌فرمایید چهره‌ای خندان و مشتری‌مدار اوست اما در پشت همین لبخند، مشکلات فراوانی نهفته است. ایشان اهل ورامین، مستاجر و سختکوش است که از صبح زود تا پاسی از شب در این دکه کار و تلاش می‌کند. خدا به ایشان سلامتی عنایت فرماید تا بتواند برای خانواده‌اش سرپناهی بخرد و از مستاجری رهایی یابد.

 

 

 

 97/3/13  آفتاب یزد  ص6

 

شرط بندی ورزشی

 

 

آفتاب یزد دهم خرداد97 ص11

شرکت واحد محمدرضا سلمانی

خدمت با صداقت! راه‌اندازی 1888 سامانه نظارت همگانی شهرداری تهران موجب شده به محض این که مسافران شرکت واحد اتوبوسرانی در طول مسیر از مبدا تا مقصد با مشکلی مواجه شدند، با سامانه شهرداری تهران تماس بگیرند و با اعلام شماره اتوبوس، زمان و مکان آن را به‌طور دقیق اعلام کنند. کارشناسان شرکت واحد هم شکوائیه مسافران را برای شرکت واحد ارسال می‌کنند تا به موضوع رسیدگی شود. اما این که چرا این‌گونه مسائل را به‌طور مستقیم و بدون واسطه، مسئولان شرکت واحد این کار را انجام نمی‌دهند، مشخص نیست و نبود شماره پلاک خودروهای داخل اتوبوس هم یک نقص به‌شمار می‌رود. خوشبختانه از موقعی که آقای محمدرضا سلمانی به شرکت واحد منطقه 14 آمدند به منظور پیشگیری از اتلاف وقت مسافران و ترافیک سنگین برخی خیابان‌ها، با پیشنهادهای سازنده سلمانی تغییر و تحول فراوانی در اتوبوسرانی منطقه 14 و برخی خطوط ایجاد شده است و باید کارهایی که توسط ایشان به نفع رانندگان و مسافران انجام شده را به فال نیک بگیریم و قدردان زحماتشان باشیم و برای آنان که به فکر مردم و از جنس مردم‌اند و صادقانه و بدون هیچ چشمداشتی خدمت می‌کنند، آرزوی سلامتی و موفقیت کنیم. برخی مسافران شرکت واحد متاسفانه به درشت‌گویی و پرخاشگری عادت دارند و برخورد مناسبی با رانندگان ندارند و از رانندگان توقع دارند خارج از ایستگاه توقف کنند تا آنان پیاده یا سوار شوند. در حالی که باید مسافران به نظم و مقررات عادت کنند و فقط در ایستگاه‌ها پیاده یا سوار شوند و انتظار و توقع خارج از عرف نداشته باشند.

 


رهایم نکن! سریال تلویزیونی «رهایم نکن» که این شب‌ها از شبکه سه سیما پخش می‌شود، با هنرمندی امین تارخ، به دلیل پرمحتوا بودن، طرفداران فراوانی دارد. از نویسنده، کارگردان و هنرپیشه‌هایی که ایفای نقش می‌کنند، سپاسگزاری می‌کنم.

 

قدردانی از جوابیه! جوابیه شهرداری منطقه 14 که پنجشنبه سوم خرداد در روزنامه آفتاب یزد و درباره شهربازی،‌ شهرشادی پارک بسیج چاپ شد، قانع‌کننده نبود، زیرا وقتی می‌گویند دستگاه‌ها غیراستاندارد بودند، چرا دستگاه‌ها را به پارک پامچال انتقال داده‌اند؟ به نظر من کمی ضدونقیض است. کاش با مردم صادق و شفاف‌تر سخن می‌گفتند.

 


  هرگز نشه فراموش: یادش به خیر سال‌های گذشته هرگاه تلویزیون را روشن می‌کردیم آقا برقی می‌گفت: «هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش!» اما مدتی است از آقا برقی خوش سیرت و خوش صورت خبری نیست. شب‌ها که از خیابان‌های لاله زارنو و خیابان 15خرداد تهران عبور می‌کنیم، در ویترین برخی مغازه‌های لوسترفروشی و انواع و اقسام لامپ‌ها را برای اینکه مشتریان بیشتری جلب کنند، روشن کرده‌اند. آیا صرفه‌جویی در مصرف برق مخصوص خانواده‌هاست؟

علی اکبر فرقانی

آفتاب یزد 97/3/10 ص 2

 

 

سه ساعت پای گلایه ساکنان خیابان خسروی (منطقه 14) تهران

سرنوشت های نامعلوم

 

علی اکبر فرقانی

 سه ساعت پای گلایه ساکنان خیابان خسروی(منطقه14) تهران

 

بوی تعفن ـ جولان موش ها

 

آفتاب یزدـ گروه جامعه: تماس‌های مکرر ساکنان خیابان خسروی، مقابل مرکز بازیافت زباله در بزرگراه شهید محلاتی (منطقه‌14 شهرداری، ناحیه5)، باعث شد جمعه ۴ خرداد در ماه مبارک رمضان، ساعت 12 به محل یاد شده مراجعه کرده و سه ساعت در خدمت ساکنان و معترضانی بودند که دل پردردی داشتند و مشکلات فراوانی که مرکز بازیافت منطقه از 6 سال قبل برایشان به وجود آورده و آنان را می‌رنجاند و تا به حال فریادرسی هم نداشته اند، گپ و گفتی کردیم تا اعضای شورای شهر و شهردار جدید تهران به طور فوری، خارج از نوبت و ضربتی دستورات لازم را صادر کنند. لازم به یادآوری است به اطلاع مسئولان برسانم، در کنار سازمان بازیافت شهرداری منطقه 14، پارک سوار شهید محلاتی (پایانه اتوبوسرانی)، فعال است و با هزینه بالایی هم ساخته شده و دارای سایبان و نیمکت است تا مسافران بتوانند به راحتی از وسایل موجود استفاده کنند و حیف است در چنین فضایی، شهرداری پایانه را به دو قسمت تقسیم و نیمی از آن را به بازیافت زباله‌ها اختصاص داده که بوی نامطبوع آن، ساکنان، رانندگان و مسئولان کنترل خطوط را آزار می‌دهد.
ولی الله گل‌کار، مدیر یکی از ساختمان‌های خیابان خسروی و پیردیر منطقه، می‌گوید: سال‌های گذشته که مقیمی عضو شورای شهر تهران بود، درباره مزاحمت‌های مرکز بازیافت زباله مکاتبه کردیم و بارها به شهرداری مراجعه و استشهادیه نوشته و تحویل داده ایم اما نتیجه ای نگرفته ایم.
محسن کشوری هم می‌گوید: انتشار بوی نامطبوع از مرکز بازیافت برای ساکنان غیرقابل تحمل است. در هوای گرم مجبوریم علاوه بر بوی مشمئزکننده زباله، آزار پشه، مگس و موش‌ها را هم تحمل کنیم.

دیوارکشی فضای سبز!
محمدرضا گل‌کار یکی دیگر از شاکیان و ساکنان می‌گوید: سال‌های گذشته شهرداری به جای رفع مشکلات محل، فضای سبز ابتدای خیابان خسروی که بیش از 50 اصله درخت کهنسال را که عمومی و متعلق به مردم است، دیوارکشی کرده و آن را جزو مایملک شهرداری می‌داند! این کار مسئولان شهرداری باعث شد از ورود مردم به فضای سبز جلوگیری شود و اعتراض‌های فراوانی به همراه داشت.

رفتارهای غیراخلاقی برخی اتباع خارجی!
امید قاسم‌زاده می‌گوید: در مرکز بازیافت و در جوار پارک سوار شهید محلاتی شماری از افغان‌ها کار می‌کنند که شب‌ها هم در همین محل و گاها بالای پشت بام می‌خوابند، متاسفانه شئونات رفتاری و اخلاقی را رعایت نمی‌کنند. ساکنان ساختمان‌های مقابل مرکز بازیافت زباله که به راحتی به محل اشراف دارند، شاهد صحنه‌های زننده ای هستند. امیدواریم مسئولان پس از چاپ درددل‌های ساکنان تصمیم اساسی بگیرند و نسبت به انتقال مرکز بازیافت به منطقه غیرمسکونی اقدام کنند.

عدم همکاری شبکه تلویزیونی استان تهران
یکی از ساکنان خیابان خسروی نامه ای که با ده‌ها امضا و مهر مسجد جامع اصفهانک به همراه داشت، از برنامه تلویزیونی در شهرـ شبکه تهران درباره مشکلات محل به ویژه مرکز بازیافت و بوی نامطبوع آن درخواست تهیه گزارش کردند، اما با عدم همکاری شبکه مربوط مواجه شدند.

گلایه از شهرداران منطقه 14
شریفی هم از ساکنان قدیمی محل است، می‌گوید: از روزنامه آفتاب یزد که به فکر رفع مشکلات مردم است، تشکر می‌کنم و تقاضا دارم درددل ما را به اطلاع مسئولان برساند. او در ادامه می‌گوید: ساکنان خیابان‌های گلها، میرهاشمی و خسروی و شاه آبادی چه دلیلی دارد این همه مشکلات را تحمل کنند؟ بارها نامه، شکوائیه و استشهاد محلی تهیه و به شهرداری رفته و ساعت‌ها پشت در اتاق شهردار منتظر ماندیم تا بتوانیم جواب درست و حسابی بگیریم، اما زهی خیال باطل! حتی به قالیباف شهردار قبلی هم نامه داده ایم. شهرداران فراوانی رفتند و آمدند، آب از آب تکان نخورد و مشکلات ریز و درشت و آزاردهنده و بوی تعفن مرکز بازیافت همچنان ادامه دارد و مشخص نیست چرا شهرداران منطقه 14 برای رفع مشکلات مردم قدم خیر برنمی دارند!

قدردانی از پلیس امنیت
به گفته یکی از ساکنان، ظاهراً مدتی قبل و در شب عاشورای حسینی کارگران افغان در محوطه مرکز بازیافت به رقص و پایکوبی وشادمانی مشغول بودند و این جریان تا پاسی از شب ادامه داشت، با نیروی انتظامی تماس گرفتند، بلافاصله پلیس امنیت به محل مراجعه و افغان‌ها از محل متواری شدند. جا دارد از حضور به‌موقع ماموران قدردانی کنیم.

بوی تعفن
حیدری می‌گوید: مشکلات محله ما (خیابان خسروی)، از سال‌های گذشته بوده و ادامه دارد. گویا شهرداری تمایلی برای جابه جایی مرکز بازیافت ندارد و خود را مسئول نمی‌دانند! ایشان می‌گوید: اگر در مقابل محل سکونت مسئولانی که در شمال شهر زندگی می‌کنند، چنین مراکزی باشد، باور کنید تحمل یک ماه زندگی کردن را نداشته فورا به آن رسیدگی می‌کنند. اما ساکنان محل بیش از شش سال بوی تعفن زباله و موش‌ها را تحمل کرد ه اند. مردم به شهرداری عوارض و مالیات می‌دهند تا در آرامش زندگی کنند نه این که شهرداری به جای حفظ آرامش شهروندان، محیط را برای اهالی منطقه ای غیرقابل تحمل کند!

کلام آخر
مشکلات ساکنان را شنیدیم و سه ساعت با آنان گفتگو کردیم. آنها خواهش کردند هرچه زودتر گزارش مربوط چاپ شود. امیدوارم پس از انتشار این گزارش، با انتقال مرکز بازیافت به منطقه غیرمسکونی، ساکنان به آرامش نسبی برسند.

 

آفتاب یزد 97/3/8 ص 6

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1397&month=03&day=08&category=6&#

 

 

برای آبادانی زلزله زدگان کرمانشاه

علی اکبر فرقانی

وقوع زلزله در شهرستان کرمانشاه باعث تاثر هموطنان از اقصی نقاط شهرهای کشورمان شد. کمک‌های انسان‌دوستانه مردم از هر سو برای حمایت از عزیزانی که خانه هایشان ویران و مشکلات فراوانی برای آنها ایجاد شد، جای قدردانی دارد. سایت های معتبری که به آنها مراجعه کردم عده ای از مسئولان درباره کمک‌های میلیاردی و رقم های بالایی که برای کمک یا بازسازی مناطق زلزله‌زده کرمانشاه جمع‌آوری شده، سخنان فراوانی گفته اند. در خبرها و گزارش ها متوجه شدیم که دو نفر از هموطنان گرامی هم برای رسیدگی به زلزله‌زدگان تلاش های درخور توجهی انجام داده اند و مبالغ قابل
توجهی هم جمع‌آوری کرده اند، اما پول ها در حساب هایی که واریز و نگهداری می شوند، مسدود شده و غیرقابل برداشت است. این که چنین اتفاق نامیمونی آن هم در شرایطی که مردم زلزله‌زده نیاز به توجه و رسیدگی دارند، عادلانه نیست. مردم خواهان برقراری عدالت و رسیدگی فوری و جدی به بلوکه شدن پول هایشان هستند. عده ای از خیران، نیکوکاران و هموطنان برای رسیدگی هر چه سریع‌تر به مشکلات خانواده های زلزله‌زدگان به طور خودجوش، گروهی یا انفرادی کمک‌های نقدی و غیرنقدی‌شان را تقدیم عزیزانی که مسئولیت کار خیرخواهانه داشتند، پرداخت کردند و توقع داشتند در کمترین زمان ممکن هدایای آنان صرف کارهای مهم از جمله ساخت و ساز، واگذاری کانکس و بهبود شرایط و اوضاع زندگی آنان شود. اما زهی خیال باطل! در چنین شرایطی برخی ها ساز خود را کوک می کنند و درباره پول های جمع‌آوری شده نظرات متفاوتی را ارائه می دهند. مردم نیت خیرخواهانه‌ای داشتند که اقدام به کار خوب و به یادماندهی انجام داده اند، نباید رفتار و سلیقه برخی مسئولان بیشتر موجب بی اعتمادی فراهم شود. نکند می خواهند بگذارند خدای نخواسته پول ها را صرف زلزله‌های احتمالی بعدی کنند؟!
مسئولان برای رفع هرگونه سوء‌تفاهم و جلب رضایت هموطنان به جای یک مویز و چهل قلندر به فکر آبادانی کرمانشاه باشند.

آفتاب یزد 97/3/8 ص 12

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1397&month=03&day=08&category=12&#

 

مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسراني اقدام کند: عده‌ای به‌اصطلاح در پشت صحنه، برای رفع مشکلات مردم تلاش می‌کنند، اما به خدمات و کارهای درخور توجهی که انجام داده‌اند توجه نمی‌شود، برای مثال آقای سلمانی (یکی از کارمندان پرتلاش شرکت واحد در منطقه 14)؛ برای اینکه مسافران بدون اتلاف وقت به مقصد برسند و اتوبوس‌های شرکت واحد به‌راحتی رفت‌وآمد و مسافرگیری کنند، کارهای مهمی انجام داده است که جا دارد به ایشان خسته نباشید بگوییم و قدردانی کنیم. همچنین از مدیرعامل شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران تقاضا داریم به هر نحو که صلاح می‌دانند آقای سلمانی را مورد تشویق قرار دهند. 


‌علی‌اکبر فرقانی

شرق 97/3/8 ص 3

چرا دو ویزیت برای یک بیمار؟

 

چرا دو ویزیت برای یک بیمار؟

 

علی اکبر فرقانی

 

قبل از نوشتن این مطلب از تمامی پزشکانی که با خلوص نیّت و در نظر گرفتن تمام جوانب قداست پزشکی و سوگندی که قبل از طبابت یاد کرده اند و به آن پایبند هستند و آن را نیز سرلوحه کارشان قرار می دهند و پیروی می کنند، عذرخواهی می کنم و اما می پردازم به مشکلی که این روزها گریبانگیر آحاد جامعه دردمند و نیازمند این مرز و بوم شده است.

این روزها برخی از پزشکان برای خود حق ویزیتی را تعیین کرده اند و عده ای از پزشکان که از جنوب شهر به بالای شهر نَقل مکان کرده اند و به قول معروف کلی هم کلاس برای بیماران دردمند می گذارند، مبلغ بالایی به عنوان حق ویزیت از بیماران می گیرند و اکثر آن ها با هیچ نوع بیمه ای قرارداد ندارند. آنان فقط دارو و آزمایش ها را در دفترچه بیمه می نویسند. ضمناً مسئله ای که باید بیشتر مورد رسیدگی مسئولان  وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گیرد، دریافت دو ویزیت برای یک بیمار است. برخی پزشکان آزمایش هایی برای بیمار می نویسند و هنگامی که بیمار قصد دارد جواب آزماش ها را به رویت پزشک معالج برساند، حق ویزیت مجدد باید پرداخت کند. ظاهراً برخی از پزشکان به دلیل پرداخت اجاره بهای مطب و دیگر هزینه های جانبی از جمله آب، برق، گاز، تلفن و حقوق منشی هایشان، به فکر بیماران پولداری هستند که بتوانند حسابی آن ها را سرکیسه کنند! حالا تکلیف یک بخت برگشته ای که توان مالی برای پرداخت ویزیت متخصصانی که حق ویزیت بالایی می گیرند و از سر ناچاری باید نزد همان پزشکان مراجعه کنند، چیست؟

علی رغم این که وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دریافت هرگونه وجهی از بیماران ـ زیرمیزی ـ پاکتی، کارت به کارت، واریز به حساب با هر شیوه ای را ممنوع اعلام کرده است، متأسفانه این مسئله همچنان در برخی مراکز درمانی وجود دارد. همین مدتی قبل برای یکی از بستگان در بیمارستانی در تهران اتفاق افتاد با پادرمیانی و گفتگو با مدیر بیمارستان وجه دریافتی از سوی یکی از متخصصان زنان، به همسر بیمار بازگردانده شد!

سال های گذشته مسئولان وزارت بهداشت اعلام کرده بودند که بیماران بی بضاعت می توانند به راحتی در بیمارستان ها بستری شوند. آیا واقعاً این طور است؟ بیماران اگر برای رسیدگی و درمان بیماری به مراکز تأمین اجتماعی مراجعه کنند، با انبوه جمعیتی که از ساعت های اولیه صبح خود را به درمانگاه های مربوط رسانده تا بتوانند از امکانات  تأمین اجتماعی با حق بیمه سرانه ای که می پردازند، استفاده کنند، دچار حیرت فراوان می شوند و ترجیح می دهند به جای استفاده از مزایای بیمه، نزد پزشکانی بروند که خارج از مراکز درمانی تأمین اجتماعی فعالیت دارند.

مسئولان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دیگر سازمان هایی که واقعاً به فکر سلامت جامعه و شهروندان هستند می توانند با بهترین روش های مدرن و امروزی و طرح ها و ایده های نوین بستری مناسب برای حل معضلات موجود و نارسایی در امر درمان بیماران باشند. یا حق.

 آفتاب یزد 5 خرداد97 ص6

دعای روز دهم ماه مبارک رمضان

دعای روز دهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعلنی فیهِ من المُتوكّلین علیكَ واجْعلنی فیهِ من الفائِزینَ لَدَیْكَ واجْعلنی فیهِ من المُقَرّبینَ الیكَ بإحْسانِكَ یاغایَةَ الطّالِبین.

خدایا قرار بده مرا در این روز از متوكلان بدرگاهت و مقرر كن در آن از كامروایان حضرتت و مقرر فرما در آن از مقربان درگاهت به احسانت اى نهایت همت جویندگان.

 

ذکر ایام هفته

ذکر ایام هفته

 
ذکر روز شنبه یا رب العالمین
ذکر روز یکشنبه یا ذالجلال والاکرام
ذکر روز دوشنبه یا قاضی الحاجات
ذکر روز سه شنبه یا ارحم الراحمین
ذکر روز چهارشنبه یا حی یا قیوم
ذکر روز پنجشنبه لا اله الا الله الملک الحق المبین
ذکر روز جمعه اللهم صل علی محمد و ال محمد

 

 

کپی از : ذکر ایام هفته

توضیح شهرداری منطقه 14 در مورد یک یادداشت

 

سلام علیکم؛ احتراما بازگشت به مطلب مندرج در روزنامه آفتاب یزد مورخ ۳۰/۲/۹۷ بدینوسیله پاسخ این یادداشت که بر اساس جوابیه روابط عمومی شهرداری منطقه ۱۴ تهران تهیه شده به شرح ذیل اعلام می‌گردد.
متن جوابیه:
با احترام، پیرو یادداشت مندرج در روزنامه آفتاب یزد مورخ ۳۰/۲/۹۷ در خصوص تخریب شهربازی پارک بسیج تحت عنوان «شهر بازی؛ شهر شادی» به اطلاع می‌رساند؛ سرانه‌های شهری از ابزارهای مهم برنامه‌ریزی کاربری زمین است که نقش اساسی در تهیه طرح‌های شهری جهت توزیع و تقسیم اراضی شهری دارد. در این میان سرانه‌های شهری تهران به علت‌های متعدد از جمله رشد فزاینده و ناموزون جمعیت با تنگناهای اساسی نظری عملی روبه‌رو است که اگرچه منطقه ۱۴ تهران نیز در پاره‌ای از موارد از این محدودیت‌ها مستثنا نیست اما در حقیقت این نگین جنوب شرق پایتخت در بسیاری از سرانه‌های شهری همانند "فضای سبز" وضعیت مطلوب و مناسبی در بین مناطق ۲۲گانه پایتخت دارد. وجود پارک‌های قدیمی و با هویت در این منطقه سبب شده تا سرانه فضای سبز دارالمومنین شهر تهران بالاتر از استانداردهای متعارف باشد و تمام تلاش مدیریت شهری این منطقه نیز حفظ و ارتقای این سرانه‌ها جهت افزایش سطح کیفیت زندگی شهروندان فهیم، مومن و انقلابی این منطقه است.
پارک بسیج واقع در منطقه ۱۴ تهران نیز یکی از اراضی تفریحی- فرهنگی این منطقه است که با وسعت تقریبی ۱۳۳۰۰۰ مترمربع علاوه بر ارتقای سرانه فضای سبز،به‌عنوان یک مجموعه رفاهی نقش انکارناپذیری در پر کردن اوقات فراغت شهروندان جنوب شرق تهران دارد و مجموع این عوامل سبب شده تا این پارک مجموعه‌ای مهم و قابل‌اعتنا در نگاه مدیریت شهری باشد.
پر کردن اوقات فراغت شهروندان پایتخت نیز همواره دارای اعتبار خاصی در رویکرد مدیریتی شهر تهران داشته اما آنچه همواره برای این سازمان دارای اولویت بوده،حفظ امنیت جانی و ایمنی زندگی شهروندان شهر تهران است.
مجموعه رفاهی "پارک بسیج" در منطقه ۱۴تهران اگرچه در سال‌های گذشته نقش بسیار مهمی در پر کردن اوقات فراغت شهروندان این منطقه داشته است اما متاسفانه در حال حاضر و بنا بر اعلام نظر کارشناسان فاقد استانداردهای لازم ایمنی جهت پذیرایی از شهروندان محترم این منطقه است. در همین راستا شهرداری منطقه ۱۴ تهران مشروط به رعایت ضوابط و مقررات استاندارد و ایمنی دستگاه‌ها جهت جلوگیری از عواقب احتمالی اقدام به تعطیلی موقت این مجموعه تا زمان رسیدن به استانداردهای مطلوب کرده است.
گفتنی است اگرچه مراحل ایمن‌سازی و مناسب‌سازی این مجموعه رفاهی نیازمند فرآیندی دقیق و کارشناسی جهت حفظ ایمنی هر چه بیشتر شهروندان عزیز است اما شهرداری منطقه ۱۴ در تلاش است در آینده‌ای نزدیک مجموعه پارک بسیج را تجهیز و ایمن سازی کند تا این مجموع میزبان مناسبی جهت پذیرایی از فرزندان مومن،انقلابی و فهیم دارالمومنین شهر تهران باشد و علاوه بر آن ایجاد دو مجموعه رفاهی رو باز و سرپوشیده در این مجموع نیز از اقدامات آتی شهرداری منطقه ۱۴ تهران در راستای افزایش سطح کیفیت زندگی ساکنان این منطقه است.
در پایان شایان ‌ذکر است شهرداری منطقه ۱۴ تهران خود را به جد موظف می‌داند تا با تمام توان و نهایت هوشیاری پاسدار جان و حقوق ولی‌نعمتان خود یعنی مردم شهیدپرور دارالمومنین شهر تهران باشد و با عنایت توجهات حضرت ولیعصر(عج) در انجام این وظیفه خود قدمی کوتاهی نخواهد کرد. مراتب جهت هرگونه بهره برداری به حضورتان ایفاد می‌گردد.

آفتاب یزد 97/3/3 ص 3

رمضان و دستگیری از نیازمندان

رمضان و دستگیری از نیازمندان

 

علی اکبر فرقانی

شب‌های رمضان، ماه نزول قرآن، برکت و رحمت الهی است. این روزها و شب‌ها بهترین فرصت برای شناسایی و دستگیری بی‌بضاعت‌ها، نیازمندان واقعی و ایتام است. متاسفانه در شرایط عادی،‌ زندگی ماشینی و کار و تلاش روزانه بسیاری از سرمایه‌داران و بازاری‌های تهران و سایر شهرها مانع کارهای خیر و انسان‌دوستانه می‌شود.
بارها در ماه‌های مبارک رمضان اتفاق افتاده، دیده یا شنیده‌ایم که عده‌ای از مسئولان بیشتر شب‌ها ضیافت افطاری دارند و با گسترانیدن سفره‌های الوان و غذاهای رنگ و بارنگ و لذیذ دورهمی تشکیل داده‌اند و از کنار یکدیگر بودن و غذای خوب خوردن و آشامیدن لذت برده‌اند، غافل از این که عده‌ای به علت مشکلات اقتصادی و گرانی حتی یک وعده غذای پروتئین‌دار نخورده‌اند. کم نیستند خانواده‌های نیازمندی که قدرت خرید ندارند و منتظر چنین روزها و شب‌هایی‌ هستند که دستان سخاوتمند و مهربان پیدا شود و یاریگرشان باشد. مدتی است برخی شبکه‌های تلویزیونی در ماه مبارک رمضان سریال‌های آموزنده پخش می‌کند و برخی مسائل را به بینندگان یادآوری و گوشزد می‌کند که تلنگری است به هموطنان و مسئولان و در میان شبکه‌های تلویزیونی شبکه سه سیما هم قبل از افطار با پخش برنامه‌ای با عنوان «ماه عسل»، با مجری‌گری احسان علیخانی، مجری خوش صدا و خوش سیما! با به تصویر کشیدن تصاویری از فقر و مشکلات و گرفتاری‌های مردم را نشان می‌دهد و از سویی اشک مردم را قبل از افطار در می‌آورند و از طرفی هم آبرو و حیثیت مردم را به بازی می‌گیرند. اگر هدف خدمت به همنوعان و رسیدگی به محرومان جامعه است، باید در خلوت، بدون سر و صدا، حاشیه‌سازی و همراه با حفظ آبروی مردم این کار انجام
شود.
بارها مشکلات و گرفتاری‌های مردم از طریق مطبوعات (با حفظ مشخصات و آبرومندی)، منتشر شده، اما هیچ مسئول یا خیر و نیکوکاری برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های آنان با روزنامه تماس نگرفته است، این‌کجا و آن کجا؟! سال‌های گذشته فردی که گرفتاری داشت و اتفاقاً ماه مبارک رمضان هم بود،‌ به او پیشنهاد دادم برای رفع مشکلاتش با روابط عمومی صدا و سیما تماس بگیرد و درخواست تهیه گزارش و رسیدگی کند، این کار را انجام داد،‌ اما در پاسخ به درخواست او گفتند که باید از طریق کمیته امداد امام(ره)، معرفی شود تا بتوانند کاری انجام دهند(!) به نظر می‌رسد بیشتر گزارش‌هایی که از برنامه شبکه سه با عنوان «ماه عسل»،‌ روی آنتن می‌رود، از قبل طراحی و هماهنگی شده با مسئولان کمیته امداد امام خمینی(ره) است. چون شب‌های گذشته هم صحنه‌هایی از فتاح، رئیس این سازمان را نشان داد و از کارهای احسان علیخانی تقدیر و تشکر کرد. به هرحال نیازمندان واقعی در کشور وجود دارند،‌ اما برای حفظ آبروی خود حاضر نیستند جلو دوربین بیایند تا از آن‌ها گزارش تهیه کنند. خانم جوانی را می‌شناسم بیشتر روزها از ساعت 18 تا 22 در میدان شهدا دستمال جیبی می‌فروشد، با این که مشکلات فراوانی دارد، حتی حاضر به انجام مصاحبه مطبوعاتی نشد. لطفاً‌ صدا و سیما این‌گونه افراد را هم شناسایی کند و به جای تصویربرداری، صدای آنان را به گوش مسئولان و خیران برساند! فقط تصویربرداری را برای کمک به خانواده‌های بی‌بضاعت و دردمندان و گرفتاران اختصاص ندهد!

آفتاب یزد 97/3/2 ص 12

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1397&month=03&day=02&category=12&#

 

معضل اجاره نشینی

مشکل مسکن و گرانی اجاره به همواره در آستانه فصل تابستان موجب آزار و اذیت خانواده ها می شود. هر سال صاحبخانه ها بر مبلغ اجاره می افزایند و مستأجرها هم مجبورند آن را بپردازند. آنها هم که چندین خانه دارند حاضر به اجاره دادن خانه هایشان نیستند چون می خواهند کلید نخورده باقی بماند تا بهتر بفروشند و سود بیشتری ببرند. به همین خاطر شاهدیم که از یک طرف تقاضا برای مسکن وجود دارد و از طرف دیگر صدها هزار خانه خالی مانده اند و قانون مالیات بر خانه های خالی هم که چند سالی است خاک می خوردو هیچ کمکی به مردم نکرده است. همه اینها باعث می شود که مردم بپرسند پس وظیفه حکومت و دولت چیست؟ آیا نباید به فکر مردم بی پناه باشد و آیا نباید جلوی اجحاف به طبقات محروم را بگیرد؟ با این اوضاع و احوال و با این قیمت خانه و اجاره خانه چگونه از لزوم تشکیل خانواه و تشویق به ازواج صحبت می کنیم؟ آیا مسئولان می دانند که هزینه های ازدواج و اجاره یا خرید یک آپارتمان نقلی چه میزان است؟

َعلی اکبر فرقانی

اطلاعات هفتگی  2 خرداد 97 ص 4