امنیت تحصیلی
علی اکبر فرقانی
قبل از شروع مطلب، ابتدا به وزیر آموزش و پرورش که به دلیل درگذشت والده گرامیشان، جامه سیاه و عزا پوشیدهاند، تسلیت عرض میکنم و معروض میدارم، هر سال، یکی، دو روز قبل از شروع سال تحصیلی بسیاری از روزنامهها درباره بازگشایی مدارس گزارش تهیه ، یا با یادداشتها و مطالب آموزشی، مهر را با مهربانی آغاز میکنند. به هرحال در کشور ما رسم بر این است خبرنگاران، گزارشگران یا نویسندگان برای نوشتن هر موضوعی، تقویمها را که بهترین یادآور مناسبتها است، رویت و درباره آن روز، قلمفرسایی میکنند. بیشتر مطالب آموزشی در مورد اولیاء، مربیان، مسائل درسی و تحصیلی دانشآموزان است، پس بهتر است درباره معضلات مدارس و امنیت شغلی فرهنگیان و تحصیلی دانشآموزان هم بنویسیم. معلمان و دبیران درباره پایین بودن حقوقهایشان شکایت دارند؛ چرا که تا وقتی از لحاظ مادی، تامین نباشند، نمیتوانند به دانشآموزان دلسوزانه آموزش و درس بدهند. از قدیم گفتهاند، معلمی شغل انبیاست و آنهایی که این حرفه را به عنوان شغل انتخاب میکنند، باید با عشق و علاقه به دانشآموزان علم بیاموزند. وقتی والدین فرزندان دانشآموزشان را برای تحصیل و علمآموزی به مدرسه میفرستند، باید از سوی اولیای مدارس امنیت تحصیلی فرزندانشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. امنیت تحصیلی به آن معنا نیست وقتی برای گردشهای علمی دانشآموزی، بار سفر میبندد، خانوادهها نگران به سالم رسیدن آنان به مقصد و سپس به مبدا باشند، بلکه در محیط تحصیلی هم وقتی معلمان، دلسوزانه آموزش ندهند، یعنی امنیت تحصیلی شاید نباشد و معلوم نیست آینده فرزندان با چه دیدگاه و با چه نمرهای رقم میخورد؟ قبلاً معلمان و دبیران پس از امتحان گرفتن از دانشآموزان به آنان نمره میدادند و این مسئله باعث میشد دانشآموزان بیشتر تلاش کنند تا نمره بیشتری بگیرند. همچنین انضباط هم همینطور بود، اما با تغییر نظام آموزشی ، کلماتی مانند خوب، متوسط و عالی جایگزین نمره شده است در حالی که نمره در دانشآموزان انگیزه ایجاد میکند و بهتر است مانند سابق اولیای مدارس را به نمرهدهی ملزم کنند. موضوع دیگر دریافت شهریههای اجباری برای نامنویسی یا تحویل کارنامه به دانشآموزان است که، سالهاست به معضل تبدیل شده است. به رغم مشکلاتی که بسیاری از مدیران مدارس به دلیل پرداخت نشدن هزینههای سرانه تحصیلی با آن مواجهاند، برخی مدیران برای دریافت هزینهها پافشاری و سختگیری میکنند، بعضیها هم با اقساط شهریه، اقدام به نامنویسی دانشآموزان میکنند. به عنوان نمونه، آقای نعمتی؛ مدیر هنرستان شهید قاسمی منطقه 21 تهران، برای اینکه دانشآموزان از درس عقب نمانند، با خانوادههای کمدرآمد همکاری میکند که جای قدردانی دارد. محیط تحصیلی و مجرب بودن کادر آموزشی هم بیتاثیر نیست. متاسفانه برخی از معلمان و دبیران جذب مدارس غیرانتفاعی که بودجه بیشتری دارند واز هر لحاظ تامیناند، میشوند. در حالی که بهتر است فقط یک نوع مدرسه دولتی یا نمونه مردمی داشته باشیم تا فخرفروشی و تبعیض بین دانشآموزان وجود نداشته باشد.
آفتاب یزد 3 مهر 96 ص14
http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=03&category=14
نارضایتی شهروندان از شرایط میدان بهارستان
سنگفرش های بی کیفیت تهران
آفتاب یزد – علی اکبر فرقانی: میدان بهارستان یکی از قدیمیترین میدانهای تهران است که در نزدیکی مجلس شورای اسلامی قرار دارد. سالیان متمادی رانندگان خودروهای فراوانی از خیابانهای جمهوری اسلامی، اکباتان و ملت برای ادامه مسیر به چهارراه سرچشمه، چهارراه سیروس، میدان شهدا و خیابان پیروزی مجبورند از میدان بهارستان گذر کنند. که شهرداری تهران با تصمیم عجولانه، غیرمنطقی و غیرکارشناسی میدان بهارستان را با سنگفرش پوشانده و به این ترتیب موجب نارضایتی بسیاری از ساکنان، کاسبان، رهگذران و رانندگان شده است.
احمد فتوحی، یکی از همکاران مطبوعاتی در اعتراض به این طرح میگوید: هر روز وقتی از محل کارم تعطیل میشوم، ناچارم از میدان بهارستان عبور کنم. به نظر من سنگهای تزیینی باعث آسیبرسانی به خودروهای شهروندان و خسارت به آنان میشود و ادامه رانندگی با این وضعیت روی سنگها، غیرقابل تحمل است.
عباس. ب؛ راننده تاکسی نیز میگوید: شهرداری اگر میخواست میدان بهارستان را به پیادهراه تبدیل کند، چرا اجازه داده است خودروها در آنجا رفت و آمد کنند؟ شهرداری از بیتالمال در میدان بهارستان سنگهای تزیینی را جایگزین آسفالت کرده است، در حالی که خیابان باید آسفالت باشد و این مسئله برای من که راننده خطیام و باید هر روز از این محل مسافران را به مقصد برسانم، خسارت آفرین است که باید پرسید چه کسی هزینه تعمیرات خودرو من و همکارانم را میپردازد؟
بهروز میرزاخانی، راننده وانت بار اظهار میدارد: سنگفرش به جای آسفالت میدان بهارستان باعث شده است رانندگان با سرعت کمتری حرکت کنند و لاستیک خودروهای سواری بیشتر آسیب ببیند همچنین رانندگان موتورسیکلت با عبور از روی سنگها، تعادلشان به هم میریزد و در نتیجه هر لحظه احتمال وقوع حوادث ناگوار رانندگی وجود دارد.
علی مختاری، شهروند دیگری است که درباره سنگفرش میدان بهارستان میگوید: شهرداری، تهران را با برخی شهرهای کشورهای خارجی اشتباه گرفته است. کارشناسان شهرداری احتمالاً به کشورهای خارجی سفر کردهاند و از آنجا الگوبرداری و طرحهای مربوط را در این میدان پیاده کرده اند، در حالی که اینگونه طرحها برای مکانهایی که خلوت است و خودروها در آنجا زیاد رفت و آمد نمیکنند، مناسب است، نه اینکه میدان بهارستان که یکی از اتصالدهندگان پُر رفت و آمد معبرهای شهری است و این کار شهرداری به نظرم منطقی و اصولی نبوده است.
امیر نبوی ـ راننده موتورسیکلت میگوید: هزینههای بدون حساب و کتاب از بیتالمال و نبود نظارت بر کارهای عمرانی شهرداری، باعث نارضایتی مردم از طرحهای غیراصولی از جمله در میدان بهارستان و خیابان 30 تیر شده است. چه لزومی داشت خیابانهای پرترافیک و پر رفت و آمد و اصلی، سنگچین شود؟ بهتر نبود پولهای بیزبان را صرف کارهای مهمتری میکردند؟ در حال حاضر تهران علیرغم مسافت طولانی خیابانهایش، با کمبود شدید سرویسهای بهداشتی مواجه است و مردم برای رفع حاجت با مشکلات فراوانی مواجهاند.
قاسمی که منتظر مسافر به مقصد خیابان پیروزی است، نظرش در مورد سنگفرش میدان بهارستان را این گونه بیان میکند: وقتی بیدلیل منطقی از بیتالمال هزینه شود، نتیجه بهتر از سنگفرش میدان بهارستان نخواهد بود! شهرداری باید دلسوز شهر و شهروندان باشد و برای کارهای عمرانی و خدمات شهری، خرج کند نه اینکه به خرجتراشیهای بیهوده مبادرت ورزد!
شهرداری به فکر اصلاح باشد
محمد سالاری، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران در مورد سنگفرش کردن خیابانها به آفتاب یزد میگوید: «به نظر من دو موضوع مطرح است؛ یکی بحث پیادهراه کردن خیابانها و معابر به ویژه در هسته مرکزی شهر است و موضوع دیگر مصالحی که در سنگفرشها به کار میرود.»
وی با اشاره به این که رویکرد شهرداری تهران و شورای شهر تهران به عنوان مدیریت شهری باید به گونهای باشد که پیادهراهها گسترش پیدا کند، میافزاید: «باید از تردد خودروها در این معابر و هسته مرکزی و کمکم بقیه خیابانها جلوگیری شود. البته باید به موازات این امر شبکه حمل و نقل عمومی شکل بگیرد. یعنی اگر از تردد خودروها جلوگیری میکنیم، حمل و نقل در شان مردم در اختیارشان قرار گیرد.»
سالاری با بیان این که خیابان سیتیر یک پیادهراه و پاتوق خوبی شده و مردم از آن استفاده میکنند، تاکید میکند: «قرار بود میدان بهارستان و خیابانهای اطرافش هم به پاتوق تبدیل شود.»
به گفته او؛ «مصالح مناسبی در این بخش از شهر که هم به عنوان پیادهراه از آن استفاده میشود و هم خودرو از آن میگذرد، استفاده نشده است و نباید از این مصالح استفاده میشد.
سنگهایی که در این پروژهها استفاده شده برجستگیهای زیادی دارد که حتی پیادهراه را هم اذیت میکنیم. در پیادهراههای کشورهای دیگر سنگها سطح صافتری دارند. البته خیلی هم نمیتواند کاملا صاف باشد که موجب سُرخوردگی نشود.»
رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران، با بیان این موضوع که سنگفرشها باید اصلاح شود، تاکید میکند: «شهرداری باید راهکاری بیندیشد که مقداری از برجستگیهای سنگهای استفاده شده در این خیابانها کم کند. ولی اصل پیادهراه محوری به عنوان یک رویکرد در شهرسازی دنیا توسعه پیدا میکند و اساسا باید خیابانهایی که امکان ساخت و ساز دارد را به پیادهراه تبدیل کرده و مردم را به پیادهروی تشویق کنیم.»
سالاری به کسبهای که در این خیابانها مستقر هستند، اشاره کرده و میگوید: «کسبه هم باید بتوانند از این پیادهراهها استفاده کنند. استفاده کسبه از پیادهراهها مورد استقبال مردم هم قرار میگیرد. ولی در حال حاضر که خودروها هم در این محورها عبور و مرور دارند، کسبه نمیتوانند از فضای بیرونی مغازهها استفاده کنند.»
آفتاب یزد 3 مهر96 ص4
http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=03&category=4