سرگردانی همراهان بیماران شهرستانی

سرگردانی همراهان بیماران شهرستانی

علی اکبر فرقانی


قطعا هر بیماری که برای درمان مسافت طولانی از شهر مبدا تا مقصد می‌آید یکی، ‌دو نفر همراه بیمار نیز او را همراهی می‌کنند. تمامی افرادی که به شهرهای بزرگ و دارای امکانات سفر می‌کنند، قوم و خویش و دوست یا فامیل ندارند و اگر هم داشته باشند به‌دلیل دوربودن خانه تا بیمارستان و مراکز درمانی و هزینه‌های بالای ایاب و ذهاب ترجیح می‌دهند در مراکز درمانی یا به‌دلیل سختگیری‌هایی که نسبت به همراهان بیماران می‌شود، خارج از بیمارستان و در شرایط بسیار سخت برای درمان عزیزانشان لحظه‌شماری کنند. تاسف‌بارتر اینکه همراهان بیمار به‌دلیل اینکه دلواپس بیمار خود هستند، می‌خواهند بر بالین او باشند، اما شرایط و قانون فقط به یک نفر از همراهان اجازه چنین کاری می‌دهد و بابت هر شب اقامت باید مبلغی هم به حساب بیمارستان پرداخت کند. در غیر این صورت از ورود همراه جلوگیری و از غذا هم خبری نیست!
مسئله درمان بیماران در بیمارستان‌های دولتی و مشکلات بیمارانی که از راه‌های دور و نزدیک به بیمارستان‌های شهرهای بزرگ به‌ویژه تهران مراجعه می کنند، بارها توسط خبرنگاران و گزارشگران در مطبوعات انعکاس داده شده است، مسئولان هم درباره موضوع‌هایی که عنوان می‌شود، مواردی را بیان می‌کنند، اما با گذشت زمان، مشکلات درمان بیماران به فراموشی سپرده می‌شود.
در همین تهران بیماران برای اینکه بتوانند در بیمارستان‌های میلاد، صدر(به‌آفرین) و مراکز تامین‌اجتماعی حضور یابند، باید تلفنی و صبح زود به‌قدری از تلفن ثابت شماره‌گیری کنند تا بتوانند وقت بگیرند و پروسه طولانی را طی کنند تا به متخصصان دسترسی یابند. بارها دیده شده بیماران وقت قبلی هم گرفته‌اند، اما روزی که مراجعه می‌کنند، باز هم مجبورند در صف‌های طولانی برای نوبت گیری مجدد معطل شوند. در نظر بگیرید بیمارانی که به‌علت ضعف در سیستم بدنی، قدرت، طاقت و تحمل در صف‌های طولانی را نداشته باشند چه کنند؟
پیشنهاد می‌شود بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مکان‌هایی بسازند و در اختیار همراهان بیماران شهرستانی قرار دهند تا آنها دغدغه مشکل اسکان نداشته باشند و شرایط و سیستم نوبت‌دهی نیز طوری نباشد پس از اینکه تلفنی نوبت گرفته شد روز بعد دوباره در صف نوبت‌گیری بایستد.

 

آفتاب یزد 27 مهر96 ص14

 

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=27&category=14&# کلیک کنید

 

تخلف جاده ای

مسافران تخلفات جاده‌ای را به کجا گزارش دهند؟  در روزهای گذشته برای رسیدگی به تخلف یکی از رانندگان برون‌شهری می‌خواستم با کلانتری یا پلیس راه تماس بگیرم. چون در جاده بودم و تلفن همراهم خوب آنتن نمی‌داد، به خانواده‌ام پیامک دادم تا آنها پیگیری کنند. قبلا رانندگان اتوبوس در پلیس راه توقف می‌کردند و راننده دفترچه‌اش را می‌بُرد و ساعت می‌زدند، اما اخیرا از کنترل سرعت در جاده‌ها و توقف رانندگان در پلیس راه‌ها خبری نیست و دسترسی مسافران به پلیس هنگام تخلف برخی رانندگان، مقدور نیست! به‌راستی مسافران تخلفات جاده‌ای را به کجا گزارش دهند؟ 

 

شرق 26 مهر96 ص3

گذرگاه

یکشنبه ۲۳ مهرماه در صفحه ۲ ستون روی خط آفتاب پیامی درباره بی قانونی تا کجا و کی؟ درباره دعوت به کار سردبیری که بازنشست شده مطلبی چاپ شد، جواب آفتابیان عزیز را هم که نوشتید به کارگیری نیروهای خلاق و با تجربه در سطح مدیریتی خالی از اشکال است و... را هم مطالعه کردم. از توجه و دقت‌تان سپاسگزارم. در همان روز صفحه ۹ هم پیام یک بیکار ۵ ساله که با دکتر روحانی رئیس جمهوری کشور درددل کرده بود چاپ شد، آن هم جای تشکر دارد؛ زیرا شما امانتدار خوبی هستید و مشکلات مردم را به گوش مسئولان می رسانید، متاسفانه مسئولان با اینکه به خوبی از مشکلات مردم اطلاع دارند مشخص نیست چرا برای رفع مشکلات و گشودن گره از معضلات جامعه هیچ اقدام مثبت و درخور توجهی انجام نمی دهند. وقتی سردبیر یا هر کارمند، کارگر و هر مسئول به سن بازنشستگی می رسد، واقعا بازنشسته شوند، قطعا تعداد قابل توجهی از جوانان مستعد و تحصیلکرده می توانند جایگزین آنان شوند و بهتر آن است عزیزان بازنشسته برای لحظه ای خود را جای خانواده هایی قرار دهند که چند فرزند بیکار دارند آیا وجدان آنها چنین اجازه ای می دهد همچنان به فکر خود و موقعیت شان باشند، دور زدن قانون به صلاح کشور نیست، تا کی باید بیکاران شرمنده خانواده باشند؟ عزت زیاد.

***


 عده‌ای از هیئت‌های عزاداری برای توزیع چای و شربت، راهبندان ایجاد می کنند. نذرتان قبول اما این راه عزاداری نیست.  


***


  گذرگاه عابران پیاده در چهارراه ولی عصر(عج)، مقابل پارک دانشجو سخت، وقت گیر، پر پیچ و خم و عذاب آور است. از شهردار تهران تقاضا داریم یک بار از این محل دیدن کنند تا بیشتر به مشکلات مردم پی ببرند

 

آفتاب یزد 25 مهر96 ص15

محمد قوچانی

 

 

خبر انتصاب محمد قوچانی در نهاد ریاست جمهوری را به فال نیک می‌گیریم و امیدواریم با انتخاب روزنامه‌نگار برجسته کشور از این به بعد شاهد دگرگونی خاص در نهاد ریاست جمهوری باشیم.

***

برخی تعاونی‌های مسافربری از گنبد کاووس و گرگان به کرمانشاه به مسافران تهران هم بلیت می‌فروشند و رانندگان بین راه و در بیشتر شهرها در پایانه‌های مسافربری توقف و مسافرگیری می‌کنند که این موضوع باعث اتلاف وقت مسافران می‌شود. ضرورت دارد مسئولان وزارت راه تعاونی‌های مسافربری را ملزم کنند مسافرانی که مقصدشان تهران است فقط بلیت اتوبوس‌های تهران را به فروش برسانند و اتوبوس‌ها‌ی کرمانشاه هم از مبدا مسافر سوار کنند و در بین راه برای سوارکردن مسافران دیگر، مسافران را که بلیت هم دارند به صندلی‌های دیگر جابه‌جا و مسافرآزاری نکنند.

 

آفتاب یزد 23 مهر96

 

شاد

 

شاد باش

نه یک روز ‌‌که همیشه...

بگذار آوازه ی شاد بودنت چنان بپیچد

که پشیمان شوند

آنان که بر سر غمگین کردنت

شرط بسته اند ....

تعویض شناسنامه و اثبات از گور!

تعویض شناسنامه و اثبات از گور! مادر‌بزرگ ۷۲‌ساله‌ام به نام بانو کاشفی در شهر گرگان برای تعویض شناسنامه قدیمی‌اش به یکی از دفاتر پیشخوان دولت الکترونیک ابتدای خیابان شهدا رفت. به او گفتند شناسنامه پدر، مادر و فرزندانش را و در‌صورتی‌که همسرش در قید حیات نیست، برگ فوت او را به همراه خود بیاورد! حتما باید مدارک پدر، مادر و جد پدری و مادری‌اش را هم از گور تهیه و تحویل دهد! این چه بساطی است که برای مردم درست کرده‌اید؟! تعویض شناسنامه و این همه دردسر! 


عرفان

شرق 20 مهر96 ص3

 

خرافات و عوام فریبی

 

  • خرافات و عوام‌فریبی: حتما برای شما هم اتفاق افتاده که در دنیای مجازی متنی برای‌تان می‌فرستند که در آن نوشته شده اگر این متن را برای مثلا پنج نفر بفرستید تا چند ساعت دیگر یا تا فردا خبرهای خوشی به شما می‌رسد و...! متأسفانه خرافات و عوام‌فریبی باعث شده این جریان ادامه داشته باشد. پیشنهاد می‌شود مراجع مربوطه درباره این موضوع فرهنگ‌سازی کنند. 

علی‌اکبر فرقانی

 

شرق 19 مهر96 ص3

فروش سئوالات امتحانی

  • گلایه: پسرم مدتی قبل به دلیل تاریکی اطراف پارک سرخه‌حصار و اینکه جاده در دست ساخت بود و تابلویی هم وجود نداشت، با موتورسیکلتش دچار حادثه رانندگی شد، برای اینکه بتواند سهل‌انگاری شهرداری را ثابت کند، از طریق دادگاه و مراجع قضائی شکایت کرد، متأسفانه چون گواهینامه نداشت، جریمه شد. در نداشتن گواهینامه و جریمه حرفی نیست، اما تکلیف سهل‌انگاری شهردار منطقه چه می‌شود؟ 

علی. ف

شرق 18 مهر96 ص 3

 

فروش سئوالات امتحانی

فروش سوالات امتحانی، هنگام برگزاری امتحانات، معضلی است که مسئولان آموزشی کشور باید برای پیشگیری از تکرار آن به‌طور جدی تلاش کنند تا عواملی که در پیش‌نویس یا سوالات امتحانی دست دارند، به راحتی نتوانند آنها را به‌وسیله شبکه‌های مجازی یا راه‌های دیگر بفروشند. این مسئله باعث می‌شود دانش‌آموزانی که بیشتر مطالعه می‌کنند، از رتبه پایین‌تری برخوردار شوند و به جایش، شاگردتنبل‌ها که مطالعه کمتری دارند، با پرداخت پول، سوالات امتحانی را بخرند و نمره بالایی عایدشان ‌شود. متاسفانه نظام آموزشی کشور به جای این که به صورت قانونی اداره شود، سلیقه‌ای است. به عنوان نمونه وزرای قبلی با پذیرش راه‌اندازی مدارس انتفاعی، غیرانتفاعی، دولتی، هیئت امنایی، نظام قدیم، نظام جدید و مدارس پولدارها و ندارها، برای خانواده‌ها و دانش‌آموزان مشکل‌ ایجاد کرده اند و باعث فخرفروشی پولدارها شده‌اند. مسئله فروش سوالات امتحانی باید به‌طور جدی پیگیری شود چون در آینده دانش‌آموزان تاثیرگذار است، زیرا آنان که با خلوص نیّت درس می‌خوانند و کوشایند، باید بتوانند نمرات بالایی کسب کنند؛ امید که چنین رخ دهد. (11/7)

 

آفتاب یزد 18 مهر96 ص2

جوابیه سازمان مدیریت پسماند

در پاسخ به پیام مردمی مندرج در آن روزنامه وزین مبنی بر استقرار خودروهای حمل زباله در محل خیابان تکیه اکبر آبادی شمالی، مقابل کوچه خسروی پور و لاین کندرو امام علی (ع) شمال به جنوب به استحضار می‌رساند: طی بازدید و پیگیری کارشناسان اداره نظارت و ارزیابی سازمان مدیریت پسماند، طی روزهای گذشته محدوده مذکور محصور شده است و همچنین در راستای جلوگیری از انتشار آلودگی و بوی نامطبوع در محیط ضمن هماهنگی با شهردار ناحیه 1 منطقه 14 و پیمانکار خدمات شهری مربوطه مقرر شد، نسبت به پارک ماشین آلات با رعایت فاصله از محدوده مسکونی و شستشوی مستمر و دوبار در هفته ماشین آلات مستقر اقدام نمایند. لازم به ذکر است تبدیل محل مورد نظر به سوله مدیریت بحران در دستور کار و برنامه‌های آتی منطقه قرار گرفته است.

 

آفتاب یزد 96/7/17 ص 6

جاده هراز

  • فروشگاه‌های زنجیره‌ای خاک می‌خورند! فروشگاه‌های زنجیره‌ای قدس واقع در میدان خراسان، میدان امام حسین(ع) و خیابان ولی عصر(عج)؛ زرتشت سال‌ها تعطیل شده و خاک می‌خورند. مسئول رسیدگی به ساختمان‌های مربوطه چه كسي است؟ 

عرفان

  • جاده هراز قربانی می‌گیرد: جاده هراز قدیمی، کم‌عرض اما پرتردد است و هرازگاهي به دلایل مختلف قربانی می‌گیرد و عده‌ای از هم‌وطنان گرامی جانشان را در این جاده از دست می‌دهند. جاده هراز باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد و تعریض شود. 

علی‌اکبر فرقانی

 

شرق 16 مهر ص3

افسردگی و سلامت روان

عزاداری برای امام حسین(ع)، جایگاه ویژه‌ای دارد. مساجد، حسینیه‌ها، تکایا و هیئت‌های عزاداری متعلق به عزاداران واقعی امام حسین(ع) در نظر گرفته شده و آن‌هایی که عشق به امام حسین(ع) دارند به راحتی می‌توانند با حضور گسترده در این‌گونه مکان‌ها، عزاداری کنند. متاسفانه عده‌ای از جوانان به‌ ظاهر به عشق امام حسین(ع)، با خودرو جولان می‌دهند و صدای دستگاه‌های صوتی‌شان را به‌قدری زیاد می‌کنند و با این کارشان موجب آلودگی صوتی در شهر می‌شوند، به ‌طوری که با عبور خودروها با صدای بلند،‌ نگاه عابران به طرف آنان جلب می‌شود، برخی‌ها
به جای این که رفتار متین، مودبانه داشته باشند، ولوم دستگاه صوتی را بلندتر می‌کنند و با این کارشان می‌خواهند بیشتر جلب توجه کنند. به نظر می‌رسد چنین افرادی به جای عزاداری، قصد مردم‌آزاری و خودنمایی دارند. اگر واقعاً این افراد عاشق امام حسین(ع) و اهل عزاداری‌اند، برای این که ارادت‌شان را ابراز کنند،‌ چرا به هیات‌های عزاداری مراجعه نمی‌کنند و به جای آن در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و مزاحمت ایجاد می‌کنند؟ مسئله دیگر این که چرا ماموران راهنمایی و رانندگی با اینگونه افراد برخورد نمی‌کنند؟ هنگامی که این جوانان شرایط را برای خود ایمن ‌ببینند بیشتر به کار غیرقانونی‌شان ادامه می‌دهند و موجب سلب آسایش بیشتر مردم خواهند شد. ای کاش از طرفداران واقعی امام حسین(ع) باشیم و تظاهر به این کار نکنیم و دیگران را با اعمال و رفتارهای غیرمتعارف‌‌مان نرنجانیم. 

 


 شهر زباله‌دانی نیست! عده‌ای هنوز نیاموخته‌اند پس از این که غذای نذری میل کردند، ظرف‌های یک بار مصرف را داخل سطل‌های زباله بگذارند. جوی آب یا حاشیه پیاده رو و خیابان زباله‌دانی نیست! 

 

 

افسردگی و سلامت روان

علی اکبر فرقانی

مسائل و مشکلات خانوادگی، تحصیلی، معیشتی، عشقی و عاطفی، درگذشت عزیزان، درشت‌گویی دیگران، متاسفانه موجب افسردگی و به خطر افتادن سلامت روحی و روانی برخی از مردم ‌شده است. چهارشنبه، ششم اردیبهشت هم یادداشتی را در یکی از روزنامه‌ها خواندم و مورد توجهم قرار گرفت. مدیر دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت اعلام کرد: «شش میلیون و 400 هزار نفر معادل 7/12درصد جمعیت ایران به افسردگی مبتلا هستند و کشور ما نیز مستثنی نیست.»
افسردگی فرد حتی خانواده و جامعه را نیز درگیر می‌کند و یکی از پیامدهایش خودزنی است.
این در حالی است که در ایران خدمات روانپزشکی و روان‌درمانی برای رسیدگی به بیماران افسرده به‌راحتی وجود ندارد و در دسترس همگان نیست. خانواده‌هایی را می‌شناسم که برای رفع مشکلات این‌چنینی نتوانسته‌اند برای ویزیت متخصصان مراکز دولتی به‌دلیل ازدحام مراجعه‌کنندگان، نوبت دریافت کنند و مجبور شدند با پرداخت ویزیت‌های گزاف به مطب‌ها مراجعه کنند.
مردم کشور ما از لحاظ عاطفی و اخلاقی، زودرنج و احساساتی‌اند و بیشتر و زودتر تحت‌تاثیر مسائل و مشکلات قرار می‌گیرند، از این‌رو مطب‌های روانپزشکان و مشاوران غلغله است. فکر و خیال،‌ رویاپردازی و هزاران مسائل دیگر دست به دست هم داده و باعث بروز بیماری افسردگی شده‌ است. برخی‌ها هم از ترس یا خجالت کشیدن از اطرافیان با اینکه احساس می‌کنند بیمارند، اما برای درمان به سراغ پزشکان متخصص در این زمینه نمی‌روند، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی باید در صداوسیما و مطبوعات مردم را تشویق به درمان کند و شرایطی فراهم کند تا مراکز درمانی دولتی افزایش یابد و بیماران برای معالجه و درمان دغدغه‌ای بابت پرداخت ویزیت‌های گران و آنچنانی نداشته باشند. برخی از بیماران وقتی از نرخ ویزیت‌های گران روانپزشکان آگاه می‌شوند، از مراجعه به متخصصان خودداری می‌کنند، در نتیجه بیماری آنان شدت پیدا می‌کند و روزبه‌روز حادتر هم می‌شود و این معضل دامنگیر سایر اعضای خانواده و اجتماع را نیز می‌گیرد. به هرحال خواسته یا ناخواسته مردم گرفتار افسردگی خفیف هستند، بهتر است برای پیشگیری از حادشدن بیماری، به فکر سلامت روح و روانشان باشند و از مراجعه به روانپزشکان که محرم اصرار آنان هستند، شانه خالی نکنند. امیدواریم روزی این شرایط فراهم شود تا خانواده‌ها به‌راحتی بتوانند با پرداخت کمترین وجه، خود را درمان کنند.

 

آفتاب یزد 13 مهر 96 ص14

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=13&category=14&#

 

گرانی، بیماری و بی پولی

چرا برخی روسا وقتی پشت شان به جایی گرم است، با زیردستان شان با بداخلاقی رفتار می کنند.

 

 

گرانی و بیماری باعث شده مردم مشکلات فراوانی را تحمل کنند. یکی از دوستانم به علت ورشکستگی بیکار است، از طرفی پسرش روزهای گذشته حالش بد و دچار تشنج شد وقتی به بیمارستان بردند پزشک معالج گفت چون داروهایش را به او ندادید باعث تشدید بیماری اش شد. وقتی کار، پول و حتی یارانه نباشد شما بگویید چه کار باید کرد؟

 

آفتاب یزد 12/7/96 ص 15

غریبی سخت است

 

برای درد غریبی دوا شدن سخت است

 


میان مردم کافر خدا شدن سخت است



سکوت کرده دلم پیش چشم شاعر تو

 


چقدر با غزلت هم صدا شدن سخت است



در انتظار نگاهت نشسته ام هر چند

 


به چشم‌های تو هم مبتلا شدن سخت است



غزل سرودی و رفتی دلم هوایی شد

 


برس به داد دلم باوفا شدن سخت است



تمام عمر خودم را فدای دل کردم


نخواستی که بدانی جدا شدن سخت است



بیا و شکل خدا را بکش درونم چون


میان این همه کافر خدا شدن سخت است 

مودب باشیم

 بهتر نیست به جای بد و بیراه گفتن

 

کمی هم مودب باشیم ؟

 

دسته چوبی گرگانی ها

 
مشعل داران و سیاه پوشان
 
واقعی امام حسین(ع) باشیم!
 
 
علی اکبر فرقانی: خوشبختانه مردم در هر شرایطی آمادگی خود را برای برگزاری اعیاد و مراسم‌های دینی، آیینی، مذهبی و معنوی اعلام می‌کنند و برای اینکه مراسم‌های ویژه، پُربارتر و منسجم تر برگزار شود، از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند و تلاش می‌کنند تا به بهترین شیوه مراسم را برگزار کنند. اعتقادات دینی و مذهبی باعث شده این روزها همه شهرها با نصب پارچه و بیرق‌های سبز و مشکی از جمله مساجد، تکایا و حسینیه‌ها یکپارچه سیاهپوش شوند. پیر و جوان، خُرد و کلان همه جامه سیاه پوشیده اند تا در مراسم عزای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) حضور یابند. کما اینکه در هر شهر و دیار و حتی روستاها، مراسم عزاداری متفاوت است. به عنوان مثال در زادگاه ام، گرگان، استان گلستان، خیابان شهدا لاله ششم، میخچه گران این شهر که یکی از محله‌های قدیمی‌و زبانزد خاص و عام است، عزاداران حسینی مراسم سینه زنی راه می‌اندازند و با نوحه خوانی به محله‌های قدیمی‌از جمله پاسرو، نعلبندان، دربنو و به خصوص میدان عباسعلی که قدمگاه حضرت عباس(ع) است، می‌روند. دقایقی به وسیله مداحان عزاداری می‌کنند و سپس به محله‌های دیگری مانند سرچشمه، سبزه مشهد، دباغان و سرپیر رهسپار می‌شوند. این رسم (عزاداری)، در شهر گرگان جایگاه ویژه‌ای دارد به خصوص اینکه در شب دوازدهم ماه محرم از محله میخچه گران این شهر دسته چوبی می‌روند و عزاداری می‌کنند که یکی از مراسم‌های دیدنی بوده و از سالیان قدیم به جا مانده است و آن را ساکنان محله میخچه گران گرگان به ثبت ملی هم رسانده اند که بازتاب گسترده ای هم داشت و پارسال در برج میلاد تهران این مراسم اجرا شد و مورد توجه مسئولان و مراجعه کنندگان قرار گرفت و خبر آن نیز در مطبوعات چاپ شد.شب دوازدهم عده ای از عزاداران حسینی مشعل روشن می‌کنند و چوب‌هایی که نیمه پایین آن آبی و نیمه بالای آن مشکی است، هنگام برپایی مراسم نیمه مشکی آن را به طرف بالا نگه می‌دارند و با یک دست سینه می‌زنند و با دست دیگر چوب دستی‌ها را حمل می‌کنند و نوحه می‌خوانند. در بین راه، آقایان سعید صباحی خادم مسجد ثارالله میخچه گران گرگان، عطا جلینی، سید قاسم سیدین به همراه رضا کاشفی، مداح اهل بیت(ع) در وصف امام حسین(ع) و در مقابل امامزاده نور نوحه سرایی می‌کنند و اشعاری که در مقابل این امامزاده می‌خوانند به این شرح است: «آقا سلام علیک»، «شاه سلام علیک»، «حضرت آقا سلام علیک»، «حق بده، حق بگو، حق بشنو»، «حق حقیقت علی(ع)» و دیگر اشعاری که بیشتر به یاد سالار شهیدان امام حسین(ع) است را می‌خوانند و سینه می‌زنند و به راهشان ادامه می‌دهند.اینجانب که در تهران زندگی می‌کنم، می‌بینم در برخی محل‌ها‌ چادرهایی برپا و سیاهپوش شده اند و چای و خرمای نذری توزیع می‌کنند، متاسفانه در برخی مکان‌ها به جای توزیع چای و خرما در داخل چادرها، بساط چای را در وسط خیابان آورده و به خودروهای عبوری تعارف می‌کنند که این کار موجب بی نظمی، راهبندان و مشکلات فراوانی می‌شود یا برخی جوانان در چادرهای یادشده قلیان می‌کشند! ای کاش حرمت محرم و اباعبدالله الحسین(ع) را بیشتر نگه داریم که آن حضرت از ما راضی و خشنود باشد، آنهایی که به احترام سیدالشهدا علم کشی می‌کنند و جامه سیاه می‌پوشند و علاقه‌مند به حضور در این گونه مراسم‌های مذهبی و معنوی اند، خداوند حافظ خود و خانواده‌شان باشد. بیایید در این ماه از مُریدان و مخلصان واقعی اباعبدالله الحسین(ع) باشیم!
 
 
 
 
 
 
چاپ شده در روزنامه آفتاب یزد

محرم؛ به یاد پدر مرحومم عباسعلی فرقانی

  محرم

به یاد پدر مرحومم

جایش در تکیه گرگان خالی است

 

 

 

ناصر عرب یارمحمدی

بیکار و درمانده ام

 

مرد 45 ساله ای هستم که مدت ها قبل در خیابان خاوران، ابتدای  مخبر جنوبی، آتلیه ای اجاره کردم. چون آنجا مدت ها تعطیل بود، از مشتری خبری نشد و مجبور شدم اجاره بهای آن را از جیب بپردازم و این رویه ادامه یافت تا این که بی پول و بیکار شدم. دو فرزند دارم و مستأجر هستم و یارانه هم دریافت نمی کنم و اخیراً پسر خردسالم به دلیل تشنج در بیمارستان لقمان حکیم بستری شد. پزشک معالج وی نخوردن داروهای مربوطه را علت تشدید بیماری اش عنوان کرد و من به عنوان پدر در تهیه داروها ناتوانم حتی در تهیه موادغذایی خانواده ام ناتوانم. از مسئولان مربوطه، خیران و نیکوکاران تقاضای کمک و یافتن شغلی در ارتباط با عکاسی و کامپیوتر دارم.

ناصر عرب یارمحمدی

 

این مطلب از طرف یکی از دوستان بسیار صمیمی و همشهری ام است

که در تهران زندگی می کند

 

شماره حساب خودش

 

6104337981967514

 

اطلاعات 5 مهر ص 13

 

یارانه

 

  • جاده‌های ناایمن: حوادث ناگواری که برای عده‌ای از دانش‌آموزان اتفاق افتاد، اولین‌بار نیست و احتمالا آخرین‌بار هم نخواهد بود. رانندگی در جاده‌های ناایمن باعث حوادث ناگوار رانندگی جاده‌ای شده است. مسئولان باید برای رفع چنین حوادثی، چاره‌ای اساسی بیندیشند. 

علی از تهران

  • درخواست از ستاد هدفمندی یارانه‌ها: این‌جانب کارگر عکاسی‌ام، اما به دلیل مشکلاتی که برایم ایجاد شد، مدت‌هاست بی‌کارم؛ بااین‌حال مدت‌هاست یارانه خانواده چهارنفره ما قطع شده است. مستأجر و بدهکارم، به وزارت کار هم رفتم و فرم مربوط به برقراری مجدد یارانه‌ را هم تکمیل کرده و تحویل داده‌ام، اما از یارانه خبری نیست. لطفا این پیام را چاپ کنید بلکه ستاد هدفمندی یارانه‌ها نسبت به برقراری یارانه ما اقدام کند. با تشکر

ناصر عرب‌یارمحمدی از تهران

از طرف دوستم نوشتم

شرق 4 مهر 96 ص3

بهارستان


امنیت تحصیلی

علی اکبر فرقانی



قبل از شروع مطلب، ابتدا به وزیر آموزش و پرورش که به دلیل درگذشت والده گرامی‌شان، جامه سیاه و عزا پوشیده‌اند، تسلیت عرض می‌کنم و معروض می‌دارم، هر سال، یکی، دو روز قبل از شروع سال تحصیلی بسیاری از روزنامه‌ها درباره بازگشایی مدارس گزارش تهیه ، یا با یادداشت‌ها و مطالب آموزشی، مهر را با مهربانی آغاز می‌کنند. به هرحال در کشور ما رسم بر این است خبرنگاران، گزارشگران یا نویسندگان برای نوشتن هر موضوعی، تقویم‌ها را که بهترین یادآور مناسبت‌ها است، رویت و درباره آن روز، قلمفرسایی می‌کنند. بیشتر مطالب آموزشی در مورد اولیاء، مربیان، مسائل درسی و تحصیلی دانش‌آموزان است، پس بهتر است درباره معضلات مدارس و امنیت شغلی فرهنگیان و تحصیلی دانش‌آموزان هم بنویسیم. معلمان و دبیران درباره پایین بودن حقوق‌هایشان شکایت دارند؛ چرا که تا وقتی از لحاظ مادی، تامین نباشند، نمی‌توانند به دانش‌آموزان دلسوزانه آموزش و درس بدهند. از قدیم گفته‌اند، معلمی شغل انبیاست و آنهایی که این حرفه را به عنوان شغل انتخاب می‌کنند، باید با عشق و علاقه به دانش‌آموزان علم بیاموزند. وقتی والدین فرزندان دانش‌آموزشان را برای تحصیل و علم‌آموزی به مدرسه می‌فرستند، باید از سوی اولیای مدارس امنیت تحصیلی فرزندانشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد. امنیت تحصیلی به آن معنا نیست وقتی برای گردش‌های علمی دانش‌آموزی، بار سفر می‌بندد، خانواده‌ها نگران به سالم رسیدن آنان به مقصد و سپس به مبدا باشند، بلکه در محیط تحصیلی هم وقتی معلمان، دلسوزانه آموزش ندهند، یعنی امنیت تحصیلی شاید نباشد و معلوم نیست آینده فرزندان با چه دیدگاه و با چه نمره‌ای رقم می‌خورد؟ قبلاً معلمان و دبیران پس از امتحان گرفتن از دانش‌آموزان به آنان نمره می‌دادند و این مسئله باعث می‌شد دانش‌آموزان بیشتر تلاش کنند تا نمره بیشتری بگیرند. همچنین انضباط هم همین‌طور بود، اما با تغییر نظام آموزشی ، کلماتی مانند خوب، متوسط و عالی جایگزین نمره شده است در حالی که نمره در دانش‌آموزان انگیزه ایجاد می‌کند و بهتر است مانند سابق اولیای مدارس را به نمره‌دهی ملزم کنند. موضوع دیگر دریافت شهریه‌های اجباری برای نام‌نویسی یا تحویل کارنامه به دانش‌آموزان است که، سال‌هاست به معضل تبدیل شده است. به رغم مشکلاتی که بسیاری از مدیران مدارس به دلیل پرداخت نشدن هزینه‌های سرانه تحصیلی با آن مواجه‌اند، برخی مدیران برای دریافت هزینه‌ها پافشاری و سخت‌گیری می‌کنند، بعضی‌ها هم با اقساط شهریه، اقدام به نام‌نویسی دانش‌آموزان می‌کنند. به عنوان نمونه،‌ آقای نعمتی؛ مدیر هنرستان شهید قاسمی منطقه 21 تهران،‌ برای اینکه دانش‌آموزان از درس عقب نمانند، با خانواده‌های کم‌درآمد همکاری می‌کند که جای قدردانی دارد. محیط تحصیلی و مجرب‌ بودن کادر آموزشی هم بی‌تاثیر نیست. متاسفانه برخی از معلمان و دبیران جذب مدارس غیرانتفاعی که بودجه بیشتری دارند واز هر لحاظ تامین‌اند، می‌شوند. در حالی که بهتر است فقط یک نوع مدرسه دولتی یا نمونه مردمی داشته باشیم تا فخرفروشی و تبعیض بین دانش‌آموزان وجود نداشته باشد.

آفتاب یزد 3 مهر 96 ص14


http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=03&category=14&#

 

نارضایتی شهروندان از  شرایط میدان بهارستان

سنگفرش های بی کیفیت تهران

آفتاب یزد – علی اکبر فرقانی: میدان بهارستان یکی از قدیمی‌ترین میدان‌های تهران است که در نزدیکی مجلس شورای اسلامی قرار دارد. سالیان متمادی رانندگان خودروهای فراوانی از خیابان‌های جمهوری اسلامی، اکباتان و ملت برای ادامه مسیر به چهارراه سرچشمه، چهارراه سیروس، میدان شهدا و خیابان پیروزی مجبورند از میدان بهارستان گذر کنند. که شهرداری تهران با تصمیم‌ عجولانه، غیرمنطقی و غیرکارشناسی میدان بهارستان را با سنگفرش پوشانده و به این ترتیب موجب نارضایتی بسیاری از ساکنان، کاسبان، رهگذران و رانندگان شده است.
احمد فتوحی، یکی از همکاران مطبوعاتی در اعتراض به این طرح می‌گوید: هر روز وقتی از محل کارم تعطیل می‌شوم، ناچارم از میدان بهارستان عبور کنم. به نظر من سنگ‌های تزیینی باعث آسیب‌رسانی به خودروهای شهروندان و خسارت به آنان می‌شود و ادامه رانندگی با این وضعیت روی سنگ‌ها، غیرقابل تحمل است.
عباس. ب؛ راننده تاکسی نیز‌ می‌گوید: شهرداری اگر می‌خواست میدان بهارستان را به پیاده‌راه تبدیل کند، چرا اجازه داده است خودروها در آنجا رفت و آمد کنند؟ شهرداری از بیت‌المال در میدان بهارستان سنگ‌های تزیینی را جایگزین آسفالت کرده است، در حالی که خیابان باید آسفالت باشد و این مسئله برای من که راننده خطی‌ام و باید هر روز از این محل مسافران را به مقصد برسانم، خسارت آفرین است که باید پرسید چه کسی هزینه‌ تعمیرات خودرو من و همکارانم را می‌پردازد؟
بهروز میرزاخانی، راننده وانت بار اظهار می‌دارد: سنگفرش به جای آسفالت میدان بهارستان باعث شده است رانندگان با سرعت کمتری حرکت کنند و لاستیک خودروهای سواری بیشتر آسیب ‌ببیند همچنین رانندگان موتورسیکلت‌ با عبور از روی سنگ‌‌ها، تعادل‌شان به هم می‌ریزد و در نتیجه هر لحظه احتمال وقوع حوادث ناگوار رانندگی وجود دارد.
علی مختاری، شهروند دیگری است که درباره سنگفرش میدان بهارستان می‌گوید:‌ شهرداری، تهران را با برخی شهرهای کشورهای خارجی اشتباه گرفته است. کارشناسان شهرداری احتمالاً به کشورهای خارجی سفر کرده‌اند و از آنجا الگوبرداری و طرح‌های مربوط را در این میدان پیاده کرده اند، در حالی که این‌گونه طرح‌ها برای مکان‌هایی که خلوت است و خودروها در آنجا زیاد رفت و آمد نمی‌کنند، مناسب است، نه اینکه میدان بهارستان که یکی از اتصال‌دهندگان پُر رفت‌ و آمد معبرهای شهری است و این کار شهرداری به نظرم منطقی و اصولی نبوده است.
امیر نبوی ـ راننده موتورسیکلت می‌گوید: هزینه‌های بدون حساب و کتاب از بیت‌المال و نبود نظارت بر کارهای عمرانی شهرداری، باعث نارضایتی مردم از طرح‌های غیراصولی از جمله در میدان بهارستان و خیابان 30 تیر شده است. چه لزومی داشت خیابان‌های پرترافیک و پر رفت و آمد و اصلی، سنگ‌چین شود؟ بهتر نبود پول‌های بی‌زبان را صرف کارهای مهم‌تری می‌کردند؟ در حال حاضر تهران علیرغم مسافت طولانی خیابان‌هایش، با کمبود شدید سرویس‌های بهداشتی مواجه است و مردم برای رفع حاجت با مشکلات فراوانی مواجه‌اند.
قاسمی که منتظر مسافر به مقصد خیابان پیروزی است، نظرش در مورد سنگفرش میدان بهارستان را این گونه بیان می‌کند: وقتی بی‌دلیل منطقی از بیت‌المال هزینه شود، نتیجه بهتر از سنگفرش میدان بهارستان نخواهد بود! شهرداری باید دلسوز شهر و شهروندان باشد و برای کارهای عمرانی و خدمات شهری، خرج کند نه اینکه به خرج‌تراشی‌های بیهوده مبادرت ورزد!

شهرداری به فکر اصلاح باشد
محمد سالاری، رئیس کمیسیون معماری و شهر‌سازی شورای شهر تهران در مورد سنگفرش کردن خیابان‌ها به آفتاب یزد می‌گوید: «به نظر من دو موضوع مطرح است؛ یکی بحث پیاده‌راه کردن خیابان‌ها و معابر به ویژه در هسته مرکزی شهر است و موضوع دیگر مصالحی که در سنگفرش‌ها به کار می‌رود.»
وی با اشاره به این که رویکرد شهرداری تهران و شورای شهر تهران به عنوان مدیریت شهری باید به گونه‌ای باشد که پیاده‌راه‌ها گسترش پیدا کند، می‌افزاید: «باید از تردد خودروها در این معابر و هسته‌ مرکزی و کم‌کم بقیه خیابان‌ها جلوگیری شود. البته باید به موازات این امر شبکه حمل و نقل عمومی شکل بگیرد. یعنی اگر از تردد خودروها جلوگیری می‌کنیم، حمل و نقل در شان مردم در اختیارشان قرار گیرد.»
سالاری با بیان این که خیابان سی‌تیر یک پیاده‌راه و پاتوق خوبی شده و مردم از آن استفاده می‌کنند، تاکید می‌کند: «قرار بود میدان بهارستان و خیابان‌های اطرافش هم به پاتوق تبدیل شود.»
به گفته او؛ «مصالح مناسبی در این بخش از شهر که هم به عنوان پیاده‌راه از آن استفاده می‌شود و هم خودرو از آن می‌گذرد، استفاده نشده است و نباید از این مصالح استفاده می‌شد.
سنگ‌هایی که در این پروژه‌ها استفاده شده برجستگی‌های زیادی دارد که حتی پیاده‌راه را هم اذیت می‌کنیم. در پیاده‌راه‌های کشورهای دیگر سنگ‌ها سطح صاف‌تری دارند. البته خیلی هم نمی‌تواند کاملا صاف باشد که موجب سُرخوردگی نشود.»
رئیس کمیسیون معماری و شهر‌سازی شورای شهر تهران، با بیان این موضوع که سنگفرش‌ها باید اصلاح شود، تاکید می‌کند: «شهرداری باید راهکاری بیندیشد که مقداری از برجستگی‌های سنگ‌های استفاده شده در این خیابان‌ها کم کند. ولی اصل پیاده‌راه محوری به عنوان یک رویکرد در شهرسازی دنیا توسعه پیدا می‌کند و اساسا باید خیابان‌هایی که امکان ساخت و ساز دارد را به پیاده‌راه تبدیل کرده و مردم را به پیاده‌روی تشویق کنیم.»
سالاری به کسبه‌ای که در این خیابان‌ها مستقر هستند، اشاره کرده و می‌گوید: «کسبه هم باید بتوانند از این پیاده‌راه‌ها استفاده کنند. استفاده کسبه از پیاده‌راه‌ها مورد استقبال مردم هم قرار می‌گیرد. ولی در حال حاضر که خودروها هم در این محورها عبور و مرور دارند، کسبه نمی‌توانند از فضای بیرونی مغازه‌ها استفاده کنند.»

 

آفتاب یزد 3 مهر96 ص4

 

http://aftabeyazd.ir/index.php?year=1396&month=07&day=03&category=4&#

 

میشه خودتونو معرفی کنید لطفا!

یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ ساعت: 14:10 توسط:.......
سلام
دیدم اسم منو از لینکت پاک کردی بنابرین لزومی ندیدیم اسم و آدرسمو برات بذارم .وقتی قراره اسمم یا اسم وبم تو وبلاگت نباشه بهتره که اصلا نباشه .البته
یه هم اسم من بود ولی وقتی رفتم تووبش دیدم من نیستم. خوش باشی و موفق.